در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

March 25, 2005

پنجم فروردين

راستی اين پنج فروردين روز بزرگيه ها !!!!!! به جون خودم ! اميدوارم اين تيم ملی ايران در اين روز فرخنده و مبارک و ميمون و پر برکت و زيبا و دل نشين و خاطره انگيز و... بر ژاپن فائق بشه و ايران بره جام جهانی و ما هم بريم آلمان تشويقش کنيم ! ان شاءالله ! فکر کنم جايی که هستم نتونم تلويزيون ببينم ! از طرف ما هم ببينيد و حرص بخوريد !

Posted by dordikesh at 05:25 AM

August 25, 2004

المپيک وجوانان ايرانی

اين روزها خيلی بحث المپيک و فقر مدالی ايران می‌شه ! خود من کسی هستم که همواره از عدم توفيق ورزشکاران ايرانی در عرصه‌های بين المللی تحقير می‌شم . ولی واقعاً جالبه که افرادی زيادی با همين طرز فکر ته دلشون راضی هستند که ايران مدال نگيره و حکومت نتوته ازش به عنوان تبليغات استفاده کنه ! بدبختی ما ايرانی‌ها را دريابيد ! در همين راستا به اين مطلب يک نگاه بندازيد (اگه فيلتر نشده باشه) که گفته از سوی مقامات بلندپايه امنيتی به حسين رضازاده دستور داده شده که وقتی يا ابوالفضل می‌گه ، اين رو هم بگه که : جانم فدای رهبر !!!!!!! شايد تو اين موقعيت رضازاده پشيمون باشه که ای کاش تابعيت ترکيه می‌پذيرفت و مجبور به انجام چنين کاری نمی‌شد! البته شايد خودش اين کاره باشه و با رضای کامل اين حرف رو به زبون بياره ! به هر حال امشب کلی آدم رقابت رضازاده رو دنبال می‌کنند و کافيه که اين حرف رو بگه تا از چشم ميليون‌ها ايرانی بيفته !!!!!!


يک چيز هم به نقل قول از يکی از آشنايان بگم که خيلی قشنگ علت عدم کاميابی ورزشکاران ايرانی رو بيان کرده بود. گفته بود که اين بدبخت‌ها برای المپيک ماه‌ها تمرين می‌کنند و بدون هيچ تفريح و کار خاص به مسابقات اعزام می‌شوند . وقتی در اين مکان‌ها حضور می‌يابند (به خصوص در فصل تابستان) با بانوان گرانقدری مواجه می‌شوند که شئون اسلامی رو رعايت نکردند!!!!! و يک جورايی اوضاعشون به هم می‌ريزه و اصطلاحاً قاط می‌فرمايند! خلاصه تمرکزشون رو از دست می‌دهند و به رکوردهای تمرينی خودشون هم نمی‌رسند!!!! بعد هم حق دارند بهانه آسيب ديدگی يا عدم حضور روانپزشک و ... داشته باشند !!!! در همين راستا به سازمان تربيت بدنی توصيه می‌شود که قبل از اعزام به مسابقات يک فکری به حال چشم و گوش بسته جوانان غيور ايرانی بکند !!!!!


پی‌نوشت : خوب خوشبختانه يا شايد هم بدبختانه رضازاده با قدرت هر چه تمام تر و به زيبايی مدال طلا گرفت و آن جمله مزخرف را نيز بر زبان نياورد! هر چند مجريان و دست اندرکاران چاپلوس اين کار رو کردند و مدال رو به رهبر عظيم !!! تقديم کردند! چيزی که جالب بود متن تبريک سيد علی بود به حسين رضا زاده . گفت : حسين عزيز (چايی نخورده باهاش پسرخاله شد) از اين که ده‌ها ميليون ايرانی را شاد کرديد از تو متشکرم! حالا جمله بندی رو حال کنين! گفت شاد کرديد (جمع) ، بعد گفت از تو (مفرد) تشکر می‌کنم! رهبر مملکت برای پيام يک جمله بگه و اون هم اشتباه باشه خيلیه !

Posted by dordikesh at 05:51 PM | Comments (5)

March 16, 2004

پايان کار

اصلاً وقت ندارم ولي حال کردم قبل از حرکت يه آپديت نکنم. خيلي جالب بود اين دوره از مسابقات که ما البته حذف شديم. در کل چهار تا مسابقه بود. روز اول شديداً از ناحيه پا مصدوم شدم. نفسم بالا نميومد که من رو با آمبولانس مستقر در خوابگاه به بيمارستان منتقل کردند. جالبيش اين جا بود که آمبولانس دقيقاً از سري آمبولانس هاي زمان جنگ بود. رنگش خاکي بود و فقط کم مونده بود که شيشه هاش رو هم گلي کنند. کلي باحال بود ولي مشکلش اين بود که کلي تکون مي خورد و درد من رو مي کشت. خلاصه من که روز اول فقط يک نيمه بازي کردم. روز دوم قرار بود استراحت کنم که از بس تيم اخراجي داشت با پاي دردناک شروع به بازي کردم. از شانسم پام در اثر مصدوميت ورم نکرد و مربي هي بهم مي گفت تو سوسولي بيا بازي کن. خلاصه بازي سوم کامل بازي کردم ولي نه چندان جالب. اما گه ترين قسمت ماجرا تو روز چهارم رخ داد و يک آرنج کوبيده شد تو دماغم و با اجازتون الان دماغم انجراف پيدا کرده. عروس خيلي خوشگل بود آبله هم زد!!!!! حالا فقط مونده برم به بهونه اين شکستگي بيني زيبايی هم عمل کنم تا قول مربيمون درست بشود در باب سوسولي بنده!!! اين هم از آخرين جام زندگيم که آشغال ترينش بود. اشتباه کردم که اين جا گفتم . شانس آوردم نمردم!

Posted by dordikesh at 12:23 PM | Comments (2)

March 10, 2004

آخرين جام

خوب الان من اهوازم برای مسابقات بسکتبال دانشگاه‌ها. در واقع اين شايد آخرين جام ورزشيم باشه. بعد از اين احتمالاً ورزش تا جای ممکن وارد فرعيات زندگيم می‌شه. خوب خيلی دلم می‌خواد جدا از نتيجه خوب تيمی بتونم خوب کار کنم. کاری که در جام‌های قبلی تا حدودی انجام دادم ولی حقم خورده شد. ولی اين تو بميری از اون تو بميری‌ها نيست! حالا اگر بهترين بازيکن جام نشم بايد حداقل جزو چند تای اول باشم. اگر نشد بهترين بازيکن تيم هم بشم خوبه؛ اگر باز هم نشد، جزو بهترين های تيم بايد بشم. اگر اين هم نشد، بد نيست فقط تو تيم اصلی باشم؛ اگر اين هم نشد کاش بذارن رو نيمکت بشينم؛ که اگر اين هم نشد اميدوارم بذارن برای تيم آب بيارم!! اميدوارم به آخری برسم که در غير اين صورت بايد براشون بوق بزنم! راستی اهواز جای ديدنی چی داره؟

 

از اين که ورزش در ايران اين قدر بی اهميته کلی اعصابم خرده. خودمون رو کشتيم تا جنابان رؤسای دانشگاه تيم رو بفرستند. ديگه آخرش بی‌خيال شده بوديم که گفتند باشه. راستش نود درصد اين نقش رو من ايفا کردم اونم به خاطر رابطه خوبی که با رئيس تربيت بدنی داشتم . رفتم پيشش با لحنی تو مايه‌های تهديد بهش گفتم اگر نفرستی با بچه‌ها صحبت می‌کنم تيم منحل بشه ، تازه بايد مربی رو هم عوض کنی. فرداش اومديم ديديم که بله به قول ترک‌ها ، حَلَّ دی! ولی بيچاره کلی منت مقامات بالا رو کشيد! و اين چنين بود که من مسئوليت دارم که تيم نتيجه بگيره که البته خيلی بعيده!!! اما خوب نکته جالب ماجرا اينه که همزمان با ما از قسمت بسيج دانشگاه يک اردو برای بازديد از مناطق جنگی در همون حوالی اهواز گذاشتند که کلی ريخت و پاش داره و چند ميليون خرجش می‌شود. آن ها را با سلام و صلوات می‌برند و کلی حال می‌دهند، اون وقت ما بايد خودمان رو بکشيم!

 
چند دقيقه پيش کنار رود کارون بوديم. تو شب با يه هواي لطيف و باد خنک و اين جور حرف ها .آخ که چه حالي مي داد آد بره تو مغاک انديشه و در بحر مکاشفت مستغرق بشه!

Posted by dordikesh at 10:29 AM | Comments (6)

February 03, 2004

قرمزته ؛ اساس !

خوب مثل این که نمی‌شه هر جور صبر کردم که پرسپولیس بياد از استقلال ببره و بعد من اظهار پرسپوليسی بودن بکنم نشد که نشد. خوب ديگه چه می‌شه کرد. خلاصه آقا قرمزته. همين که نباخت که من بگم ، خوبه!!
اون موقع که برد و باخت اين تيم برام از نون شب مهم تر بود و روز مسابقه نفسم بالا نمی‌اومد هميشه فکر می‌کرد که آدم نبايد اظهار کنه که طرفدار کدوم تيمه ، چون فقط يه عده رو از خودش می‌رنجونه. مثلاً بعدها علی رغم خوشحالی از پرسپوليسی بودن پرزيدنت خاتمی يا طنزپرداز موزد علاقه‌ام سيدابراهيم نبوی ولی هميشه افرادی بی سياست می دونستمشون!! ولی بعد که اين مزخرفات از سرم افتاد ديدم بی خيال بابا. همه دنيا می‌دونن مثلاً تونی بلر عاشق نيوکاسل هست يا شرودر (صدراعظم آلمان) عاشق انرژی کوتبوس!!!!!! خوب اين هم يه علاقه‌ هست ديگه چه اشکال داره.

واقعاً بعضی موقع ما آدم‌ها چقدر احمق می‌شيم. قرمز يا آبی! جفتشون يه عده آدم بی فرهنگ و بی نزاکت هستند که به قول داريوش ارجمند تمام هدفشون در بسياری از مواقع ازدواج با خوشگلترين دختر شهره و ... .خوب ديگه همين فقط قرمزته بد رقم!!

Posted by dordikesh at 02:15 AM | Comments (4)

April 16, 2003

مربی در هيبت چلنگر

امروز برای دومین بار در تمرینات مربی جدید اومد.از اون تبریزی‌های دوازده سیلندر.هر چی میگه ما نمی‌فهمیم.قیافه‌اش هم کپ چلنگر مترجم سابق تبم ملیست.تصمیم گرفتیم که از به بعد اون ترکی صحبت کنه و یکی از بچه‌ها ترجمه کنه و ما بریم بگیم مربی خارجی داریم.فقط در وصفش بگم که به فریب می‌گه فیریب!!!؟!!؟!

Posted by dordikesh at 09:06 PM

April 09, 2003

Real Madrid يا Ac-Milan

عجب تیمیه این Real Madrid .هر چی ما می‌خوایم شرش کنده شه که برای A.C.Milan شاخ نشه نمی‌شه.انصافاً منچستر رو سوسک کرد(3-1).

Posted by dordikesh at 01:40 AM