در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

June 23, 2005

کابينه محمود جون

قابل توجه آنانی که همچنان به آنجايشان هم نيست که اين احمدی‌نژاد رييس جمهور ايران بشود و نمی‌خواهند در مقابل وحشتناک به بد رأی بدهند. ليست زير ، ليست احتمالی کابينه جناب احمدی‌نژاد هست. چه شود اگر فردی چون حسين شريعتمداری سخنگوی دولت شود ، يا حسين الله کرم وزير نيرو!!!!  بد نبود مسعود ده نمکی هم وزير ارشاد می شد. هر چند اگر وزير ارشاد آدم اسمش حاج کلهر باشد هم در نوع خودش جالب هست ! من مرده اين امير قلعه نوعی هستم به عنوان معاون رييس جمهور و رييس تربيت بدنی. من نمی‌دانم اين قلعه نوعی اصلاً تحصيلاتی دارد يا نه ولی به عنوان مربی به اندازه کافی بی‌نزاکت و پاچه‌خار بود که حالم را بهم بزند! مظفر و شمخانی از گه‌ترين وزيران تحميلی خاتمی بودند که می‌بينيد ، گوهر به گوهر آمد باز ! باقيش را خودتان ببيند و حالش را ببريد !

وزیر خارجه: دکتر عباسی ابیانه
وزیر کشور: فرهاد نظری
وزیر امور اقتصادی و دارایی: دکتر احمد توکلی یا (ولی الله سیف)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: حاج کلهر
سخنگوی دولت: حسین شریعتمداری
وزیر آموزش و پرورش: حسین مظفر
وزیر دفاع: شمخانی
وزیر علوم: رحیم پور ازغدی
رئیس سازمان تربیت بدنی: امیر قلعه نوعی
وزیر نیرو: دكتر حسين الله كرم
معاونت امور زنان: نیره اخوان
وزیر صنایع: دکتر ذبیحی
وزارت نفت: مهندس یحیوی
وزیر بازرگانی: الیاس نادران
وزیر تعاون: غفوری فرد
وزیر مسکن: غلامحسین امیری

منبع

Posted by dordikesh at 03:01 AM | Comments (3)

June 21, 2005

هين سخن تازه بگو

حالم از اسم انتخابات و مطالب مربوط به آن به هم می‌خورد  ولی نمی‌توانم نکته‌ای در کار نکنم !!! قبلاً بارها و بارها نفرت خودم را در مورد احمدی‌نژاد ابراز کردم. ولی خوب شرايطی به وجود آمده که کم کم دارد اعصابم را به هم می ريزد ! از همان کارهای ايرانی مآبانه ؛ افراط و تفريط ! حالا که قرار شده حتماً رفسنجانی رييس جمهور بشود و احمدی‌نژاد نه ، ملت گويی تمام همّ و غمّ خود را در اين می بيند که اين فرد را تخريب کنند . بيش از انگشتان دو دست برايم SMS در راستای تخريب اين مردک در عرض اين چند روز فرستاده شده! دروغ نگويم همگنان! باحالند و جالب و موجب خنده ! ولی هر چه با خود کلنجار می روم که با اين کار به اين صورت حاد کنار بيايم نمی شود ! کاش ملت ايران ياد می گرفت در هر کاری و در هر رقابتی به جای اين که آرزوی عدم موفقيت ديگران را بکند ، آرزوی موفقيت خود را بکنند !

البته باز هم می گويم که از اين مردک به حد کافی منزجر هستم و حتی به خانواده‌ام گفتم که شناسنامه را بفرستند تا جمعه بروم و به رفسنجانی رأی بدهم با وجود اينکه خيلی هم اميد ندارم که وزارت کشور بتواند انتخابات سالم برگزار کند . به قول ابراهيم نبوی قبلاً انتخاب بين بد و بدتر بود و حالا بين بد و وحشتناک ! اما کاش کمی با انصاف‌تر بوديم  !  عادت کرده‌ايم تا با کسی بد می‌شويم فی‌الفور برايش جک می سازيم  و آنقدر ادامه می دهيم تا طرف نابود شود و البته بعدها جور ديگر و جای ديگر عقده گشايی کند. محض رضای خدا بگوييد ملت ايران يک اپسيلون رفتار، اخلاق و منش درست و حسابی دارد ؟ من که هيچ چيزی مثبتی در جامعه فعلی ايران نمی بينم ! (دور از شما ، هستند خوبانی چند که هنوز در اين هوا تنفس می کنند O^: )

واقعاً چقدر به اين شعر حافظ عمل می کنيم ! اصلاً الان چه کسی با دوستان خود مروت می کند، مدارا با دشمنان بخورد در سرمان ! "من به تنگ آمده‌ام از همه چيز ، بگذاريد هواری بزنم " :
آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است
بـــــا دوستان مـــروت بــا دشــمنــان مــدارا
پی نوشت : هم‌اينک SMS به دستم رسيدی که بسی طرفه و نغز بودی و مر تصميمم آن شدی که نبشته آيد همی :


در روايت است که چون دوران آخرالزمان فرا رسد ، خداوند حيواناتی را بر انسان مستولی نمايد که فرزندان آدم از ترس آن‌ها به کوسه پناه برند !!!

Posted by dordikesh at 07:15 PM | Comments (1)

June 19, 2005

ايران نکبت

اگر دست به دست ، رأی به اکبر دهيم
از آن به که کشور ، دست احمق دهيم

از همون چيزی که بدم مياد داره سرم مياد. با نتايج اين انتخابات يک از شک‌هام تبديل به يقين شده. مردم عامه ايران از ناآگاه‌ترين و بی خرد ترين مردمان جهان هستند که فقط نوک دماغشان را می‌بينند و نه بيشتر ! اين مردمان متخصص اين هستند که تصميم‌های جوگيرانه بگيرند . اگر کسی نباشد که راهنمايشان کند و به نوعی جو گير (که البته اسمش هم قهرمان هست!) به صورت سرخود تصميم به غايت چرند می گيرند. يا در حال افراطند يا تفريط. يا به يکی سی ميليون رأی می دهند يا اصلاً نمی دهند . يا می پرستند يا نابود می کنند . حالم از اين مردم که ديگر دروغ ، دورويی ، چاپلوسی ، حسادت و ... شغل دومشون شده به هم می خوره ! اين چه ايرانيست که برايش اين هم سنگ به سينه می زنيم! اين چه کشوريست خداييش !؟!؟!! ها ؟

بگذريم ! شوخی ، شوخی اين مرتيکه احمدی نژاد نمی دونم با چه دوز و کلکی شد نفر دوم. همين جا گواهی می دم اگر اين مرتيکه بی شعور رييس جمهور ايران بشه ، به هر طريق ممکن تابعيت يک کشور ديگر غير از ايران را در اسرع وقت خواهم گرفت و تنها عنوان خواهم کرد علاقه مند به هنر و ادبيات دوران قديم يک ملت به نام ايران هستم و ديگر هيچ ارتباطی با خراب آباد ندارم ! اين رو جدی می‌گم. خدا کنه اين همه رأی و اين همه انتخاب مزخرف در انتخابات مزخرف تر واقعی نباشه ! اصلاً نمی تونم هضم کنم !

جون عزيزتون مرحله دوم انتخابات رأی بديد. اين احمدی نژاد موسيقی محبوبش نوحه و مداحيست و شغلش آدم کشی ! رحم کنيد به خودتان و ديگران ! در انتخابات مجلس ششم که همه رفسنجانی رو ضايع کردند و تحقير کی فکر می کرد روزی فرا خواهد رسيد که به شخصی مثل رفسنجانی اين چنين دل ببنديم و روی سرمان حلوا حلوا کنيم تا مبادا اين احمدی نژاد بدنژاد رييس جمهور بشه ! کمی خرافاتی بودم می گفتم همه آه رفسنجانيست ! خدا آخر عاقبت ايران رو بخير کنه !

پی‌نوشت : يادم مياد در زمان انتخابات مجلس خبری پخش شد مبنی بر پيدا شدن چند ميليونی شناسنامه‌های تقلبی در مرز پاکستان ! تازه اين‌ها را پيدا کردند بقيه را خدا می داند چند تا بوده.  از کجا معلوم چندين ميليون رای را عده‌ای قليل با چندين شناسنامه نداده باشند . چرا هيچ کی فکر نمی کنه ممکنه تقلبی عظيم در کار باشه ! آخه من از هر کی می‌پرسم می‌گه روز انتخابات همه جا خلوت بوده ! احمدی نژاد در تبريز دوم يا سوم شده در حالی يک ستاد تبليغاتی هم در اين شهر نداشت !!!!!

Posted by dordikesh at 11:00 PM | Comments (5)

June 18, 2005

فاجعه

۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت ۲:40 بامداد

اولين آمار رسمى ستاد انتخابات كشور
كروبى-۲۷ درصد
احمدى نژاد-۱۸ درصد
هاشمى-۱۶ درصد
معين-۱۵ درصد
قاليباف-۱۳ درصد
تا اين لحظه
آخر شبی بعد از تخليه فکری در اثر درس خواندن مفرط اومدم يک سر اينترنت تا حالم جا بياد و بگيرم بخوابم. نتيجه فوق رو در شرق آنلاين ديدم رسماً ميخکوب شدم ! فقط می تونم بگم فاجعه ! باز صد رحمت به کروبی ! می شه يک کاريش کرد ! ... احمدی نژاد !!!!!!!!  بابا اين ريس جمهور بشه تخت جمشيد رو هم مسجد می کنه ! يکی يک کاری بکنه !

اميدوارم فردا صبح اين نتايج يک تغييری بکنه ! من شناسنامه‌ام رو خونه جا گذاشته بودم و وقت هم نداشتم چون فردا دو تا امتحان تو يک روز دارم شما چرا ؟ من نمی تونم مرتيکه احمدی نژاد رو تحمل کنم ! کمک !

می گويند همه معتاد ها به کروبی رأی دادند که پول موادشون رو دربيارند . مثل اين که ايران زياد معتاد داره! طبق اخبار موثق گويا همه قاچاقچيان سيستان بلوچستان هم به قاليباف رأی دادند. پس نتيجه می گيريم ايران قاچاقچی کم داره! حالا کی مواد می رسونه به معتاد ها ؟ 

چی فکر می کرديم ، چی شد ؟

Posted by dordikesh at 04:12 AM | Comments (2)

June 15, 2005

بهرمانی برهمن ؟

با اون ريشش فقط همين حرکت رو ازش کم داشتيم

هر چی می خوام در اين کمبود وقت سر و کارم به اينترنت نيفته گويا نمی شه ! اومدم يک سری اظهار تنفر بکنم و برم ! من نمی دونم مردم ايران چرا حافظه‌شون اينقدر ضعيف تشريف داره ! مثلاً امثال اسکندر و چنگيز و تيمور آمدند و آنجای ملت را جر دادند ولی باز مردم اسم اين‌ها را روی بچه‌هايشان هم گذاشتند و می‌گذارند. حالا هم فردی مثل هاشمی رفسنجانی بهرمانی بعد از اون همه دزدی مال مردم توسط خودش و ايل و تبار گرانقدرش و اون‌همه کشت و کشتار در ايران و خارج از ايران آمده و خودش رو کانديد کرده و باز ملت سنگ او را به سينه می زنند ! مثلاً تبريزی‌ها چون يک بار گفته بوده تبريز ده بزرگ شده هست (گفت و خوش گفت!) باهاش بد بودند ولی الان بياييد ببينيد که چه می کنند و حيدربابا برايش می خوانند. اصلاً نمی تونم قيافه منحوسش رو تحمل کنم. الان ستادهاش شده پاتوق جوانان. می گويند برای آينده شغلی‌مان خوب می شود . البته پول خوبی که می دهد را هم اضافه کنيد. اين مگس‌ها را ببينيد که چگونه گرد اين شيرينی گنديده جمع شده اند. وقتی بيشتر حالم بد شد که ديدم کرباسچی (به اعتقادم از بهترين مديران فعلی ايران هست) اومده از رفسنجانی حمايت کرده که هيچ ، اون رو با اميرکبير هم مقايسه کرده. نسبتی که شايد بيشتر برازنده خودش می بود تا اين مرتيکه کوسه !!! اندکی از پست فطرتی او و پسر گلش را در اينجا بخوانيد !

البته عيب می جمله چو گفتی هنرش نيز بگو ! يک حسن بزرگی داره اين بشر و اون هم اينه که سيد علی حسابی ازش حساب می بره ! و حرفی رو حرف رفسنجانی نمی زنه ! اون وقت ديگه بايد قبول کرد که جناب رهبر ديگه نمی تونه گوز گوز کنه و از نماينده امام زمان بودن به نماينده رفسنجانی بودن تنزل مقام پيدا می کنه ! هميشه در مورد ذکاوت اين مردک هم شنيده بودم ! پريشب در گفتگوی شبکه دو رسماً بهش پی بردم. مرتضی خان حيدری مجری خوب برنامه به هاشمی گفت که قبلاً می گفتند : مخالف هاشمی دشمن پيغمبر است ! تو اين دوره که از اين خبرها نيست ؟ اکبر هم جواب داد : اين جوری نبوده ! می‌گفتند : مخالف هاشمی ، مخالف رهبرست. مخالف رهبر هم ، دشمن پيغمبرست. به همين راحتی همه چيز رو لينک داد به رهبر و اين که می‌تونی برو از اون بپرس!!! بعد هم لبخند معنی داری زد و مجری نيز هم ! در صحبت‌هاش به طور خيلی واضح و آشکار داشت برای قشری صحبت می کرد که به عنوان وظيفه شرعی در انتخابات شرکت می کنند و نه چيز ديگه. برای همين در کل برنامه بال بال می زد که بگه خمينی گفته اگه تو و خامنه‌ای با هم متحد باشيد نظام پابرجا خواهد بود.  حالا معين بياد خودش رو جر بده. همه می دونيم معين بين اين همه گه ، بهتره ولی کيه که بره رأی بده ؟!؟!؟ يک چيزهای عجيب هم می گفت در نکوهش زهد و ... !!!!! نمی دونم اين ها رو واسه کی می گفت . يک بار هم ديدم در نکوهش صوفيان صحبت می کرد ؟ "نِيَه"  رو خودم هم نمی دونم ! راستی از معين چندان خوشم نمياد. به قول يکی شبيه معلم دينی‌هاست. ولی از اطرافيانش بدم نمياد ( محمدرضا خاتمی معاون اول و محسن صفايی فراهانی رييس کميته اقتصادی و الهه کولايی سخن‌گو را می پسندم).

حالا که اين مطلب اينقدر چيپ شد و موضوعش انتخابات ، کمی هم در مورد ساير کانديداها اظهار عشق و علاقه بکنم و برم خير سرم درس بخونم ! اول گل سر سبد جمع محمود جون ! به قول حسين درخشان صل علی محمد بوی جرج کلونی آمد !! يا بهتره بگيم صل علی محمد هيچ کی نبود اين آمد !!! تک تيرانداز وزارت اطلاعات برای قتل در اقصی نقاط جهان ! متخصص در امر تبديل هر گونه ساختمان!! به اماکن مذهبی مثل مسجد ! بهتر از هر گونه مسهل که با ديدنش تمايل به دستشويی پيدا می کنيد آن هم از نوع دو !  گهگداری با ديدنش از اين که ايرانی هستم و او خود را کانديدای کشورم کرده حجالت می کشم ! به قول شهر قصه زهرمو آب کرد با ريشش ، قربون خدا با درويشش !

عشق بعدی ؛ جناب محسن رضايی ! امروز ديدم در تبليغاتش نوشته دولت عشق !! نمی دونستم محسن اينقدر بچه باعشقيه ! ايول ! معنی عشق اون رو وقتی فهميديم که بچه خودش از دستش فرار کرد ! ای لعنت به رويی که اين ها دارند ! آدم کش باشی و دم از عشق بزنی ! 

و آما لاريجانی ! اينقدر از اين بشر بدم  مياد که حد و جساب نداره ! دلم می خواد خرخره‌اش رو بجوم ! مرتيکه وقتی صدا و سيما بود عنوان می کرد ، ايران هر چی تاريخ داره مربوط می شه به بعد از اسلام و حمله اعراب ! تا جايی که تونست در صدا و سيما فرهنگ اين مملکت و مردمانش رو تخريب کرد. ضمن اين که صداو سيمای دوره او از متوليان اعمال فيلتر بر بروی اينترنت بود . بعد در تبليغاتش می گه عصر ، عصر ارتباطات هست و صحبت از هوای تازه می کنه ! همين آدم دل انگيز پدر زنی دارد به نام استاد !!! مرتضی مطهری ! که تخصص دارد در کوبيدن هر گونه آداب و رسوم و سنت‌های ايرانی که قبل از اسلام بوده‌اند. نمونه‌اش را در مورد چهارشنبه سوری  و سيزده به در گوش کنيد و محظوظ شويد (اگر از فيلتر بتوانيد رد شويد). ببينيد اين از خدا بی خبر با پدری مرجع تقليد (و حتماً فکری بسته) و پدر زنی ذی شعور !! چه آشی خواهد شد به خصوص که آملی هم هست ;) و از همه بدتر مورد تأييد رهبر !! اين را هم بدانيد که رياست اولين تلويزيون خصوصی را به او داده‌اند !!!!

دو تا ديگه می مونه ممدباقر و مهدی ! از قاليباف دروغ نگم خوشم ميومد به خاطر مديريت نسبتاً خوبش در نيروی انتظامی . ولی خوب هر چه بيشتر تبليغ کرد بيشتر به خاميش پی بردم . تبليغاتش در سطح تبليغات لباس و عينک هست ! بد نيست اين ايکات به جای گلزار از قاليباف استفاده کنه . فقط بايد جوری عکس بگيره که کله کچلش از کادر بزنه بيرون ؛ همچانکه در تبليغات رياست جمهوريش اين گونه هست !!!! برای شناخت او اين مطلب بد نيست. کروبی هم که کبريت بی خطره ! اگر رييس جمهور بشه نقش جرج بوش رو برای ايران بازی می کنه ! جفتشون کم IQ ترين رييس جمهور تاريخ کشور آن هم در سطح جلبک های دريايی ! البته ايران شاهان بسيار شيک از نظر IQ داشت که سگ کروبی مقابلشون شرف داره !

خوب الکی الکی خيلی شد. شرمنده ! راستی شايد اگر انتخابات به دور دوم کشيد من هم رأی دادم ! رفسنجانی يا معين !؟!؟!؟!؟
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنين عـــزيز نـــگينی به دست اهرمنی
مزاج دهر تـبــــه شد در اين بـــــلا حافظ
کجاست فـکر حـکيـمی و رای برهـمـنـی

پی نوشت : توضيح رفسنجانی در مورد بی‌نظير بوتو رو اگه اينترنت باز باشيد عمراً نشنيده باشيد. بد نيست حل مشکل مسکن توسط رفسنجانی را اينجا بشنويد و ترانه سياوش قميشی با صدای رفسنجانی را اينجا !

Posted by dordikesh at 06:44 PM | Comments (3)

November 14, 2004

عيدی برای اعمال قدرت

می‌گن يک روز يک بنده خدايی می‌خواست بره دست‌شويی عمومی . يک سری آفتابه هم بيرون بود که برای انجام کار مورد نظر بايد به داخل برده می شد. اون بنده خدا يک آفتابه برداشته بود که بره داخل و دست به آب بشه که يک نفر داد زد : آفتابه‌ی قرمز رو بردار! و طرف هم اطاعت کرد. بعد که کارش انجام شد و به قول بچه‌ها گفتنی سبک شد رفت ازش پرسيد که چه فرقی بين آفتابه‌ها بود. که اون يارو جواب داد که هيچی ! ولی اگه بهت نمی‌گفتم که اون آفتابه قرمز رو برداز تو از کجا می‌فهميدی که در خاتمه کارت بايد به من پول بدی ؟!؟!؟!


اين قضيه کاملاً شبيه ديدن هلال ماه توسط جماعت آخوند هست. با پيشرفت چشمگير علم اعم از سفر به ماه ، بارور کردن ابر و توانايی از بين بردن ابر و تلسکوپ و هزار کوفت و زهر مار ديگه ، ديدن يک هلال ماه بچه بازيست. همه اين بازی‌ها برای اينه که ياد ملت هميشه در صحنه ايران باشه که همه چيزشون بستگی به حالت اون‌جای آخوندها و در رأسشون آقا داره !!! مثل معاويه که يک بار نماز جمعه را چهارشنبه برپا کرده بود ، اين ها هم می‌خواهند خودی نشان بدهند و اعمال قدرت کنند !!! 

Posted by dordikesh at 05:01 AM | Comments (0)

October 27, 2004

راه ؟

در مقطع فعلی از زمان که پريودش از پونصدسال پيش شروع شده ما ايرانی‌ها هيچ چيز برای افتخار نداريم غير از يک تيکه ادبيات و سر سوزن هنر مثل موسيقی! برای همين از هر حرفی که دم از ايرانيت و امثالهم می‌زنه حالم بد می‌شه. گهگداری فکر می‌کنم شايد ايران هيچ وقت اصلاح نشه. در اين جور مواقع آدم ياد اين جناب مهدی می‌افته. اصولاً از همون اول يا اوضاع ايران افتضاح بوده که اعتقاد به مهدی به وجود آمده يا از بس به مهدی اعتقاد داشتند (که مياد همه چيز رو اصلاح می‌کنه) ، بی خيال شدند و اوضاع اين قدر مزخرف شده! برای همين شايد اگه ايران به جای شيعه دوازده امامی ، اسماعيلی می‌شد بهتر بود . نه ؟ (هر چند تعطيلی ها کمتر می شد!!) ولی خوب اين اميد به منجی اثر مخربش رو نمی‌گذاشت - اثر ..ن گشادی برای هر کار بنيادين !
قــــــومـی مــتـفـکـرنــد انـــدر ره ديـــن
قـــــومــی بـه گمان فـتـاده در راه يقين
می تــرسم از آن کــه بـانـگ آيـد روزی
کای بی‌خبران راه نه آن است و نه اين

Posted by dordikesh at 05:23 AM

September 20, 2004

امروز

از پريروز قصد داشتم که ديروز ، امروز بشم. امروز هم که اومدم  اسم وبلاگ رو تغيير بدم به امروز انصافاً نتونستم. من نه مشکلی با فيلترينگ و سانسورينگ که به راحتی قابل دور زدن هستند، دارم و نه به هيچ گروه سياسی ايران تلعق خاطر. اصلاً هم معتقد نيستم اين حکومت بايد اصلاح بشه ! بلکه فکر می‌کنم اساس و پايه اين حکومت تنيجه‌ای جز عقب ماندگی نداره و بايد بالکل عوض شه ! فعلاً که همگان خفته‌ی چند هستند و نيست يک دم که شکند خواب به چشم کس ، بهتره که آدم الکی انرژی حروم نکنه !

Posted by dordikesh at 04:32 PM

February 10, 2004

آينده ايران

خيلی نگرانم. با اين که از هر چی سياست و سياست بازی دچار تنفر شدم ولی اين ايران لعنتی نمی‌گذارد که بی‌خيال شوم. به نظرم الان بيشتر از انتخابات مجلس ايران، انتخابات رياست جمهوری آمريکا دارای اهميت هست. در واقع دو تا فاکتور وضعيت آينده ايران رو روشن می‌کند : جرج بوش رييس می‌شود يا جان کری! و اين که مردم ايران رأی می‌دهند يا خير؟


من فکر می‌کنم الان ملت ايران دچار توهم شده است. همه فکر می‌کنند که اگر رأی ندهند و مشروعيت نظام زير سوال برود ، ديگر حل است و آمريکا مثل عراق ايران را نيز نجات می‌دهد. اين فرضيه تنها در صورت اننتخاب شدن مجدد جرج بوش صادق است! اما امروز وقتی مقاله‌ای در روزنامه شرق  در مورد جان کری خواندم ، کلی ترسيدم. حال فرض کنيم جان کری برنده اين انتخابات باشد. با توجه به اين که اين شخص معتقد به روش گفتگو با ايران به جای جنگ است و با توجه به دم تکان دادن های اين آخوندها برای آمريکا ، واقعاً اوضاع به هم خواهم ريخت. اين دو نکته را هم اضافه کنيد که جو ضد بوش هم اينک در آمريکا بر قرار است و شايد جان کری مهم نباشد بلکه انتخاب نشدن بوش مطرح باشد مثل ناطق و خاتمی؛ پس فکر کنم جان کری برنده باشد . و اين که جنابان ملاها ديگه به قول مسعود بهنود زده اند به سيم آخر و آزادی را که نداده اند ، استقلال نداشته را هم به حراج گذاشته اند و البته مرحوم ايران را! يعنی شما رابطه داشته باشيد ، هر چی خواستید ، خواهيم داد!


می‌خواهم در انتها نتيجه گيری کنم که بايد در انتخابات شرکت کرد!! فرض کنيد ما رأی ندهيم و جان کری هم انتخاب بشود و رابطه ايران با آمريکا خوب شود . ملت ايران هم که عشق آمريکا هست و حسرت خواهد خورد که چرا الان اصلاح طلبان هيچ کاره‌اند. مجلس در دست آخوندها خواهد بود. دو سال بعدش در هر حال بعيد می‌دانم بتوانند بلای انتخابات مجلس را بر سر انتخابات رياست جمهوری بياورند، پس بر فرض شکست آخوندها با بايد از صفر شروع کرد. يعنی دو سال صبر برای انتخابات مجلس و ... . یعنی چرخه همين جور ادامه پيدا خواهد کرد. يک مجلس نيمه محافظه‌کار و بی نفوذ خيلی بهتر از اين هست که تماماً در خدمت و در اختيار اين از خدا بی خبران باشد!


نمی‌دونم مطلب رو خوب بيان کردم يا نه. ولی مطمئنم جان کری رييس جمهور آمريکا خواهد شد. مردم در انتخابات مجلس شرکت نخواهد کرد. روابط ايران و امريکا خوب خواهد شد. در انتخابات رياست جمهوری آينده هم شخص درست و حسابی که مردم را دوباره اميدوار کند سر کار خواهد آمد و اين آخوندها هم چنان تطاول خواهند کرد اين مرز و بوم و ملتش را!


حالا که متأسفانه در انتخابات مجلس شرکت نمی‌کنيم کاش می‌شد ، در انتخابات آمريکا شرکت کنيم!!!!! نمی‌دانم اين سايت حرف حسابش چيست ؟  اين جا يه توضيحاتی داده . فکر کنم سر کاری باشد. 

Posted by dordikesh at 03:17 AM | Comments (9)

December 27, 2003

دو کلمه حرف حساب

با اين که حالم بده ترجيح دادم يه خرده حرف حساب بزنم! خوب برای اين زلزله اخير بم چيزی جز تسليت و همدردی نمی‌توان گفت! اما من يکی خيلی اعصابم خرد شد که شنيدم با يک زلزله پنج ريشتری اين همه خسارت پديد آمد. متأسفانه تمام مناطق زلزله خيز ايران حالت مشابه دارند و با کمترين تکانی يک فاجعه ملی به بار می آيد. مثلاً فرض کنيد در همين تهران با يک زلزله در همين حد، چه جهنمی به پا می‌شود . اميدوارم هر چه زودتر بيايد که هر چه دير تر بد تر! روز به روز بر تعداد خانه‌های غير مهندسی ساز افزوده می شود. بالاخره بايد از يک جا شروع شود!

آن جای آدم می‌سوزد وقتی می گويند که اين عذاب الهيست. سؤالی که در پس اين گفته به وجود می آيد اين است که چرا زلزله‌های هفت ريشتری در ژاپن و آمريکا عذابش در حد جراحتست و نه بيش؟ حتماً می‌گويند هر که در اين بزم مقرب تر است جام بلا بيشترش می دهند؟!؟!؟!
چيزی که حرص من را درآورد اقدام سريع انگليس برای ارسال کمک به ايران بود. به باور من اين انگليس همان روباه پير که بود هست! و فکر نکنم که هدف خيلی خيری از اين کار داشته باشند. ای فتحعلی شاه کجايی که ببينی اين آخوندها رويت را در بستن قراردادهای ننگين کم کردند؟؟ و ای دائی جان ناپلئون کجايی که ببينی امثال جک استروها چه کثيف بازی هايی در می آورد و چگونه اين آخوندها رو خر می کنند و ما را بدبخت!

------------
پی نوشت:
موقعی که اين رو نوشتم عظمت فاجعه اين قدر ها هم نبود. الان که می خونمش احساس می کنم يه کم بی خيالانه نوشته شده. موقعی که من می نوشتم گفته بودند پنج ريشتره و نه شش و خردی! خلاصه اميدوارم مطلب ناجور نياد!

Posted by dordikesh at 12:16 PM | Comments (0)

December 14, 2003

صدام درويش

همين تازه فهميدم که جناب صدام حسين دستگير شده. احتمالاً جمهوری اسلامی ابراز تأسف می کنه!! هر چی باشه در نظرشون صدام يزيد کافر شده برادر حسين مومن!!!! اين هم لينک خبر ! من مرده‌ی شکل و شمايل جديدش هستم. به قول معروف :

درياب کنــون که نعمـتـت هست به دست
کين دولت و ملک می‌رود دست به دست

علی رغم تمام نفرتی که ازش دارم هميشه تحسينش می‌کردم چون پله پله راه ترقی رو طی کرد. در راه موفقيت حتی قتل دائيش رو هم تو پروندش داشت!(هر چند يه خورده، خيلی کم، غير انسانی بود!) به هر حال آدم موفقی بود در زندگيش( هر کی هر چی می‌خواد بگه) حالا اين که سنگ دل بود يا دچار خود شيفتگی شد چيزيست که همه قدرتمندان بهش می‌رسند مثل همين سيد علی خودمون! حداقل صدام خودش به حکومت رسيده بود ولی اين يکی ... . می‌گن صدام هميشه می‌گفت که اگه تلويزيونت خراب شد لازم نيست ببری درستش کنی فقط بايد يک عکس از من بذاری جلوش. خوب سيمای لاريجانی هم چيزی جز اين نيست. کی می‌شه ما هم پايان کار ديکتاتوری آخوندها رو ببينيم؟

خلاصه اين هم پايان کار کسی که از صفر شروع کرد و دوباره به صفر رسيد!!

Posted by dordikesh at 10:25 PM | Comments (0)

July 06, 2003

پاره کردن شکم در اوين

اين هم يه خبر که نمی‌دونم در موردش چی بگم؟؟ از سايت علیرضا نوری‌زاده با اين لينک مستقيم که توصيه می‌کنم کل مطلب روبخونين!

حال دانشجوئي كه به دستور سعيد مرتضوي در اوين شكمش را دريدند تا «چيپس» دوربين فيلمبرداري او را كه حاوي فيلمي از حمله وحشيانه انصار به خوابگاه طرشت بود و در لحظه دستگيري آن را بلعيده بود، به درآورند رو به بهبودي است. مرتضوي گفته بود روغن كرچك به تو نمي‌دهم تا چيپس را بيرون دهي، چون ممكن است به مدرك جرم آسيب برساند. شكمت را مي‌درم. فيلم در اختيار شبكه‌اي بين‌المللي است كه به زودي آن را نمايش خواهد داد. مرتضوي در ديدار با ولي فقيه از او تحسين و تقدير دريافت كرده بود. آقا به زنگي مست گفته بود، با نمايندگان متمرد مجلس نيز همان كنيد كه با دانشجويان كرديد، اجرتان محفوظ خواهد بود.

Posted by dordikesh at 02:32 PM | Comments (0)

July 02, 2003

لعنت بر هر چی بی‌ناموس

درخت بی‌ناموس!!!!
خيلی باحال بود اول فيلم دائی‌جان‌ناپلئون با صدای مش‌قاسم شروع می‌شه که بر هر چی نسترن بی‌ناموس لعنت (فکر بد نکنين، گل نسترن). اخيراً شنيدم در سيستان و بلوچستان يه درختی هست به نام جمو (يا جم) که دارای ميوه خوراکی هم هست به رنگ بنفش. بنا بر اعتقادات مردم اون منطقه در يه مقطع خاص از سال بايد يکی لختِ مادرزاد ضرباتی با تبر به درخت بزنه تا اون سال ميوه بده و طبق گفته‌های دوستان در غير اين صورت اصلاً ميوه هم نمی‌ده. تازه جالبش اينجاست مردم هم تعلق خاطری خاص به اين مراسم دارن و به تماشای افرادی که مسئول اين کار شدن ميرن!!!!!!! خلاصه اين هم يک درخت بی‌ناموس که به نوبه خود موجب ترويج فساد در مملکت ايران می‌شه!
در هر حال اين رو گفتم گريزی بزنم به اقوام ايرانی و ميزان اطلاعات ما از اون‌ها. واقعاً ما به عنوان يک ايرانی چه شناختی از اين‌ها داريم. چندتا از ماها تفاوت لباس يک بلوچ با يک افغانی رو می‌دونيم که تشخيص بديم هم‌وطن هستيم يا نه. چندتامون می‌دونيم که زبون بلوچی تقريباً همون زبان هنديست و مردمان سيستان و بلوچستان که 80% بلوچ هستند اکثر آهنگ‌ها و فيلم‌های هندی رو می‌فهمن. چند درصدمون می‌دونيم که يه استانی به نام بلوچستان در پاکستان هست و بلوچ‌های ايرانی براشون فرقی نمی‌کنه جزء ايران باشن يا پاکستان چون هر دو جا شناسنامه دارن و دو مليتی هستن! واقعاً ما که کسی رو که لباس محلی خودشو پوشيده مسخره می‌کنيم و ميگيم طرف جواد تشريف داره چطور سنگ فزهنگ ايرانی رو به سينه می‌زنيم. ما مثلاً ايرانی هستيم ولی الان در آذربايحان همه کانال‌های ترکيه رو نگاه می‌کنن و آهنگ‌های اون‌ها رو گوش می‌دن. بلوچ‌ها هم همين کار رو می‌کنن نسبت به هند و پاکستان. طرفای خوزستان همين برنامه رو با عرب‌ها دارن و تلويزيون اون‌ها رو به تلويزيون لاريجانی ترجيح می‌دن. به زودی مردم خراسان هم بايد برن کانال‌های افغانستان رو ببينن. اين لاريحانی بی‌شعور دلش خوشه تلويزيون داره. نه برنامه سياسی خوب، نه برنامه سرگرمی خوب، نه برنامه آموزشی خوب که حداقل بدونيم کی هستيم. اون وقت توی تلويزيون می‌گن : ايران قبل اسلام هيچ نبوده و اگر اسلام نميومد معلوم نبود چه بلايی سر ايران ميومد. گويا سردمداران صداوسيما که عموماً الان اصليت عرب دارن ياد اجداد خودشون افتادند. واقعاً چقدر بدبختيم ما. حمله آخوندها به ايران از حمله مغول‌ها هم بدتر بوده. اين ريا و کينه و حسادت و طمع و بی‌رحمی و از خود بیگانگی فرهنگی رو چه کسی به سر ما آورده. چرا آدم بايد تو ايران بترسه در جواب حالت چطوره؟ بگه خيلی خوبم. هر چی از نظر اقتصادی عقب باشيم میشه بعدها يه کاری کرد. اين بی‌فرهنگی‌ها رو در طی چند نسل هم نمی‌شه جبران کرد. بايد ديد و ازشون خورد و دم نزد. زندگی تو هم‌چين محيطی آدم رو زود پير می‌کنه مخصوصاً اگر بخوای تو زندگيت آدم باشی. همش بايد آه بکشی و بشی همون ايرانی که معروفه به غم‌پرست بودن و واقعاً هم هستيم. قديما عروسی‌ها هفت شبانه روز بود و عزائی يکی دو روز. الان برعکس شده. خلاصه بايد يه جور عقده‌های روانی رو تخليه کرد.
از کجا شروع کردم به کجا رفتم. امان از دست پدران و مادرانمون که هم‌چين افرادی بالای سر ما آوردند. نمی‌خوام که فقط بنالم و به قولی مرثيه سرايی کنم. واقعاً هم نمی‌دونم بايد چی‌کار کرد. اگه بيشتر صبر کنی ايرانی که يه موقع دريغ بود که ويران شود، ويران تر ميشه. اگه بخوای فعاليتی کنی، خودتون بهتر نتيجه رو ميدونين. از کارهای احساسی متنفرم. کل ملت ايران در زمان انقلاب 57 مسخ شدند و احساسی عمل کردند و نتيجه اين شد. کاش می‌شد خودمون معقوانه درستش کنيم ولی هر جور فکر می‌کنم بالاخره پای آمريکا به ايران باز خواهد شد به خصوص وقتی که اخيراً يهودی‌های آمريکا ميگن ايران زيادی بزرگه و بايد تجزيه بشه. با داشتن اقوام مختلف که عموماً به جرم اقليت بودن مذهبی يا ... دچار محروميت بودند در ايران، با يه جرقه می‌شه ايران رو تيکه پاره کرد. کاش می‌شد نذاريم کار به جايی برسه که مورد تجاوز آمريکا قرار بگيريم و لعنت بر هر چی کشور بی‌ناموس!!!

Posted by dordikesh at 04:49 AM | Comments (8)

April 10, 2003

کشور گشايی آخوندی!!

از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!
این جک رو که شنیدم اولش خیلی خندیدم ولی کم‌کم به فکر افتادم که نکنه این مساحت یا حجم بیشتر بشه.آیا وقتی هست که بشه این مترمکعب رو به مترمربع تبدیل کرد؟ دیگه باید به مصیبت خودمون بخندیم! واقعاً باید چی‌کار کرد.یکی نیست بگه به این‌ها که ریدین، بو می‌دین، بی‌خیال ما شین. این ملاها برای بقای خودشون هر کاری می‌کنن.الان قراردادهای نفتی بسته شده ما از قراردادهای گلستان و ترکمنچای ننگین‌تره. به قول ترانه‌ی امیرآرام برخیز شتربان و بربند کجاوه ! واقعاً وقتی این بچه‌های بسیجی دانشگاه‌ها رو می‌بینیم که چه اعتقادی به این آخوندهای ریاکار دارن دیوانه می‌شم.میدونم از روی بی‌خبریه.در هر حال به قول «منصور حلّاج» به اون ها دو صواب می‌رسه چون نیتشون رضای خداست ولی بقیه یکی چون تو راهمون شک داریم(البته اگه همین‌رو هم داشته باشیم).بعضی مواقع می‌گم نکنه ما تو اشتباهیم و اونا ... ولی حداقل اگه نتونم درستی چیزی که طرفدارشم رو اثبات کنم ، می‌تونم با مثالهای نقض فراوان عدم صلاحیت این آخوندها رو اثبات کنم.این دوره از ایران من فکر کنم دوره‌ای باشه که به فرموده حضرت محمّد (ص) از اسلام چیزی جز نام نمونده.یه حرف قشنگی می‌زد یکی از دبیرامون.نقل قول می‌کرد از یکی که از سفر غرب میومد که : "به غرب رفتم، اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم ؛ به ایران آمدم، مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم. در هز حال ان‌شاءالله همه ما روزی در ایرانی آرمانی زیر سایه حضرت دوست زندگی خواهیم کرد.

Posted by dordikesh at 03:41 AM | Comments (0)

April 07, 2003

جنگ

هوالرحیم
این چنگ هم خیال تموم شدن نداره و گویا این قصه سر دراز دارد.و این صدام‌حسین که یادم میاد در دوران کورکیم از شیطان هم پست‌تر بود حالا به قول ابراهیم‌نبوی صدام یزید کافر شده برادر صدام حسین مومن و ... .هر چند می‌دونم خیلی‌ها در این جنگ از این که صدام روی آمریکا رو کم کرده حال می‌کنن ولی بد نیست که یه مطلب بگم از دکتر نوری‌زاده که از یکی نقل می‌کرد ای حرف صدام رو : «خداوند در خلقت عالم دچار سه اشتباه شد كه انشاءالله امت عرب اين سه خطا را تصحيح خواهد كرد. اين اشتباهات خلق ايراني، يهود و مگس بوده است»… .توصیه می‌کنم کل مطلب رو بخونین.

Posted by dordikesh at 05:05 PM

April 05, 2003

يک پند يا واقعيت تاريخی!

هوالحکیم
یک دبیر تاریخ داشتیم (که خدا حفظش کناد) یک جمله از آقامحمدخان گفت که بعید میدونم تا عمر دارم یادم بره.در نصیحت به (فکر کنم فتح‌علی شاه) گفته بود : "اگر می‌خواهی بر عرب‌ها حکومت کنی باید آن‌ها را سیر نگه داری و اگر می‌خواهی بر ایرانیان حکومت کنی باید آن‌ها را گرسنه نگه داری." و اگه تاریخ رو بررسی کنیم با همچین واقعیتی روبرو می‌شیم.مثلاً همین انقلاب 25 سال پیش رو در نظر بگیریم همگان اذعان دارند که مردم از روی شکم‌سیری انقلاب کردند.الان هم که این انقلاب دوام آورده ملت اکثراً گرسنه‌اند ولی اقدامی نمی‌کنند(هر چند غالب مخاطبان اینترنتی هر چقدر هم از سطح پایین باشند بعید می‌دونم گرسنه باشند).من نمیدونم چه سریست؛ به قول ابراهیم‌نبوی در یک مصاحبه جدی که اگه ملت ایران رو ول کنند خودشون می‌رند سراغ دین واسلام و اصلاً اسلام تو خون ایرانی‌هاست.من هم فکر می‌کنم همین باشه.هر موقع زور بوده که اسلام نه، شورش شده.حالا هم که دارن به زور می‌دن به خوردمون همه زده شدند.این یعنی ماها نیاز به دوستی خاله خرسه این آخوندهای ریاکار نداریم(توهین به اندک خداشناسان واقعی نمی‌کنم).الان خیلی از افراطی‌های انقلاب هم زدند کنار .من نمی‌دونم چرا این حکومت داره دوام میاره در حالی که در هر کوی و برزن که می‌ری داری بدگویی میشنوی در موردش.شاید حالا باید رجوع کنیم به همون گفته اول متن.من خودم مستأصل شدم.از این وضع ایران خیلی ملولم.در حالی که در دوران تحصیل و از روی سادگی کلیه مفاد کتب تاریخی و دینی رو قبول داشتم و به این حکومت صرفاً به خاطر اسلامی بودنش اعتقاد داشتم.حالا واسم سخته این عمارت رو خراب کنم و تمامش رو update کنم.با این شبکه‌های ماهواره‌ای و تبلیغاتشون و شاید روشنگری‌هاشون(که تمیدوارم ریاکارانه نبشه!!)شانس بیارم قبلش دچار از خود بیگانگی فرهنگی نشم!! در هر حال از همه اون‌ها برام خدا موند و خدا.و امیدوارم در هر موقعیتی که هستیم این موهبت رو از دست ندیم !

Posted by dordikesh at 09:05 PM

March 25, 2003

منفعت جنگ

هوالمحبوب
امروز نمی دونین که چه [...] خوردم.همون‌طور که گفتم سر این وبلاگ مردم.امروز شنیدم که یکی می‌گفت دیگه وبلاگ جواد بازی شده و بدین صورت من مصمم شدم که مشت محکمی به استکبار جوادی بزنم و با اینکه اصلا به خودم شک ندارم که جواد باشم به راهم ادامه می‌دم.تنها کار مهمی که تو این تعطیلات می کنم chat کردنه D: . ولی از بس تلویریون برنامه داره ملت کفشون بریده.اگه این جنگ (که نمی‌دونم لعنتی هست یا نه) نبود و همه اخبار گوش نمی‌کردند واویلا بود.ببین این آخوندها(بخوانید زاهدان ریایی) چی کار کردند که مردم ایران آرزو می‌کنن که آمریکا (که هیچ غلطی نمی‌توانست بکن) بیاد ایران رو بزنه و از شر این آخوندها رها شن.و بر این فاجعه اگر مردی بگرید من او را نکوهش نخواهم کرد.فکر کنم مصیبت های وارد به ایران در 25 سال اخیر صرفا از نظر خصوصیات اخلاقی (مخصوصا ریا) از حمله مغول بدتر بود.خدلیشان ببخشاد.
حیف که نمی‌دونم چه‌جوری می‌شه htmlمتن رو ویرایش کرد وگرنه یه عکس از یک جام شراب می‌ذاشتم تا بدونین چقدر شراب باید خورد تا از این غم خلاص شد.

Posted by dordikesh at 04:44 AM