
اگر دست به دست ، رأی به اکبر دهيم
از آن به که کشور ، دست احمق دهيم
۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت ۲:40 بامداد
میگن يک روز يک بنده خدايی میخواست بره دستشويی عمومی . يک سری آفتابه هم بيرون بود که برای انجام کار مورد نظر بايد به داخل برده می شد. اون بنده خدا يک آفتابه برداشته بود که بره داخل و دست به آب بشه که يک نفر داد زد : آفتابهی قرمز رو بردار! و طرف هم اطاعت کرد. بعد که کارش انجام شد و به قول بچهها گفتنی سبک شد رفت ازش پرسيد که چه فرقی بين آفتابهها بود. که اون يارو جواب داد که هيچی ! ولی اگه بهت نمیگفتم که اون آفتابه قرمز رو برداز تو از کجا میفهميدی که در خاتمه کارت بايد به من پول بدی ؟!؟!؟!
اين قضيه کاملاً شبيه ديدن هلال ماه توسط جماعت آخوند هست. با پيشرفت چشمگير علم اعم از سفر به ماه ، بارور کردن ابر و توانايی از بين بردن ابر و تلسکوپ و هزار کوفت و زهر مار ديگه ، ديدن يک هلال ماه بچه بازيست. همه اين بازیها برای اينه که ياد ملت هميشه در صحنه ايران باشه که همه چيزشون بستگی به حالت اونجای آخوندها و در رأسشون آقا داره !!! مثل معاويه که يک بار نماز جمعه را چهارشنبه برپا کرده بود ، اين ها هم میخواهند خودی نشان بدهند و اعمال قدرت کنند !!!
خيلی نگرانم. با اين که از هر چی سياست و سياست بازی دچار تنفر شدم ولی اين ايران لعنتی نمیگذارد که بیخيال شوم. به نظرم الان بيشتر از انتخابات مجلس ايران، انتخابات رياست جمهوری آمريکا دارای اهميت هست. در واقع دو تا فاکتور وضعيت آينده ايران رو روشن میکند : جرج بوش رييس میشود يا جان کری! و اين که مردم ايران رأی میدهند يا خير؟
من فکر میکنم الان ملت ايران دچار توهم شده است. همه فکر میکنند که اگر رأی ندهند و مشروعيت نظام زير سوال برود ، ديگر حل است و آمريکا مثل عراق ايران را نيز نجات میدهد. اين فرضيه تنها در صورت اننتخاب شدن مجدد جرج بوش صادق است! اما امروز وقتی مقالهای در روزنامه شرق در مورد جان کری خواندم ، کلی ترسيدم. حال فرض کنيم جان کری برنده اين انتخابات باشد. با توجه به اين که اين شخص معتقد به روش گفتگو با ايران به جای جنگ است و با توجه به دم تکان دادن های اين آخوندها برای آمريکا ، واقعاً اوضاع به هم خواهم ريخت. اين دو نکته را هم اضافه کنيد که جو ضد بوش هم اينک در آمريکا بر قرار است و شايد جان کری مهم نباشد بلکه انتخاب نشدن بوش مطرح باشد مثل ناطق و خاتمی؛ پس فکر کنم جان کری برنده باشد . و اين که جنابان ملاها ديگه به قول مسعود بهنود زده اند به سيم آخر و آزادی را که نداده اند ، استقلال نداشته را هم به حراج گذاشته اند و البته مرحوم ايران را! يعنی شما رابطه داشته باشيد ، هر چی خواستید ، خواهيم داد!
میخواهم در انتها نتيجه گيری کنم که بايد در انتخابات شرکت کرد!! فرض کنيد ما رأی ندهيم و جان کری هم انتخاب بشود و رابطه ايران با آمريکا خوب شود . ملت ايران هم که عشق آمريکا هست و حسرت خواهد خورد که چرا الان اصلاح طلبان هيچ کارهاند. مجلس در دست آخوندها خواهد بود. دو سال بعدش در هر حال بعيد میدانم بتوانند بلای انتخابات مجلس را بر سر انتخابات رياست جمهوری بياورند، پس بر فرض شکست آخوندها با بايد از صفر شروع کرد. يعنی دو سال صبر برای انتخابات مجلس و ... . یعنی چرخه همين جور ادامه پيدا خواهد کرد. يک مجلس نيمه محافظهکار و بی نفوذ خيلی بهتر از اين هست که تماماً در خدمت و در اختيار اين از خدا بی خبران باشد!
نمیدونم مطلب رو خوب بيان کردم يا نه. ولی مطمئنم جان کری رييس جمهور آمريکا خواهد شد. مردم در انتخابات مجلس شرکت نخواهد کرد. روابط ايران و امريکا خوب خواهد شد. در انتخابات رياست جمهوری آينده هم شخص درست و حسابی که مردم را دوباره اميدوار کند سر کار خواهد آمد و اين آخوندها هم چنان تطاول خواهند کرد اين مرز و بوم و ملتش را!
حالا که متأسفانه در انتخابات مجلس شرکت نمیکنيم کاش میشد ، در انتخابات آمريکا شرکت کنيم!!!!! نمیدانم اين سايت حرف حسابش چيست ؟ اين جا يه توضيحاتی داده . فکر کنم سر کاری باشد.
با اين که حالم بده ترجيح دادم يه خرده حرف حساب بزنم! خوب برای اين زلزله اخير بم چيزی جز تسليت و همدردی نمیتوان گفت! اما من يکی خيلی اعصابم خرد شد که شنيدم با يک زلزله پنج ريشتری اين همه خسارت پديد آمد. متأسفانه تمام مناطق زلزله خيز ايران حالت مشابه دارند و با کمترين تکانی يک فاجعه ملی به بار می آيد. مثلاً فرض کنيد در همين تهران با يک زلزله در همين حد، چه جهنمی به پا میشود . اميدوارم هر چه زودتر بيايد که هر چه دير تر بد تر! روز به روز بر تعداد خانههای غير مهندسی ساز افزوده می شود. بالاخره بايد از يک جا شروع شود!
آن جای آدم میسوزد وقتی می گويند که اين عذاب الهيست. سؤالی که در پس اين گفته به وجود می آيد اين است که چرا زلزلههای هفت ريشتری در ژاپن و آمريکا عذابش در حد جراحتست و نه بيش؟ حتماً میگويند هر که در اين بزم مقرب تر است جام بلا بيشترش می دهند؟!؟!؟!
چيزی که حرص من را درآورد اقدام سريع انگليس برای ارسال کمک به ايران بود. به باور من اين انگليس همان روباه پير که بود هست! و فکر نکنم که هدف خيلی خيری از اين کار داشته باشند. ای فتحعلی شاه کجايی که ببينی اين آخوندها رويت را در بستن قراردادهای ننگين کم کردند؟؟ و ای دائی جان ناپلئون کجايی که ببينی امثال جک استروها چه کثيف بازی هايی در می آورد و چگونه اين آخوندها رو خر می کنند و ما را بدبخت!
------------
پی نوشت:
موقعی که اين رو نوشتم عظمت فاجعه اين قدر ها هم نبود. الان که می خونمش احساس می کنم يه کم بی خيالانه نوشته شده. موقعی که من می نوشتم گفته بودند پنج ريشتره و نه شش و خردی! خلاصه اميدوارم مطلب ناجور نياد!
همين تازه فهميدم که جناب صدام حسين دستگير شده. احتمالاً جمهوری اسلامی ابراز تأسف می کنه!! هر چی باشه در نظرشون صدام يزيد کافر شده برادر حسين مومن!!!! اين هم لينک خبر ! من مردهی شکل و شمايل جديدش هستم. به قول معروف :
درياب کنــون که نعمـتـت هست به دست
کين دولت و ملک میرود دست به دست
علی رغم تمام نفرتی که ازش دارم هميشه تحسينش میکردم چون پله پله راه ترقی رو طی کرد. در راه موفقيت حتی قتل دائيش رو هم تو پروندش داشت!(هر چند يه خورده، خيلی کم، غير انسانی بود!) به هر حال آدم موفقی بود در زندگيش( هر کی هر چی میخواد بگه) حالا اين که سنگ دل بود يا دچار خود شيفتگی شد چيزيست که همه قدرتمندان بهش میرسند مثل همين سيد علی خودمون! حداقل صدام خودش به حکومت رسيده بود ولی اين يکی ... . میگن صدام هميشه میگفت که اگه تلويزيونت خراب شد لازم نيست ببری درستش کنی فقط بايد يک عکس از من بذاری جلوش. خوب سيمای لاريجانی هم چيزی جز اين نيست. کی میشه ما هم پايان کار ديکتاتوری آخوندها رو ببينيم؟
خلاصه اين هم پايان کار کسی که از صفر شروع کرد و دوباره به صفر رسيد!!
اين هم يه خبر که نمیدونم در موردش چی بگم؟؟ از سايت علیرضا نوریزاده با اين لينک مستقيم که توصيه میکنم کل مطلب روبخونين!
حال دانشجوئي كه به دستور سعيد مرتضوي در اوين شكمش را دريدند تا «چيپس» دوربين فيلمبرداري او را كه حاوي فيلمي از حمله وحشيانه انصار به خوابگاه طرشت بود و در لحظه دستگيري آن را بلعيده بود، به درآورند رو به بهبودي است. مرتضوي گفته بود روغن كرچك به تو نميدهم تا چيپس را بيرون دهي، چون ممكن است به مدرك جرم آسيب برساند. شكمت را ميدرم. فيلم در اختيار شبكهاي بينالمللي است كه به زودي آن را نمايش خواهد داد. مرتضوي در ديدار با ولي فقيه از او تحسين و تقدير دريافت كرده بود. آقا به زنگي مست گفته بود، با نمايندگان متمرد مجلس نيز همان كنيد كه با دانشجويان كرديد، اجرتان محفوظ خواهد بود.

خيلی باحال بود اول فيلم دائیجانناپلئون با صدای مشقاسم شروع میشه که بر هر چی نسترن بیناموس لعنت (فکر بد نکنين، گل نسترن). اخيراً شنيدم در سيستان و بلوچستان يه درختی هست به نام جمو (يا جم) که دارای ميوه خوراکی هم هست به رنگ بنفش. بنا بر اعتقادات مردم اون منطقه در يه مقطع خاص از سال بايد يکی لختِ مادرزاد ضرباتی با تبر به درخت بزنه تا اون سال ميوه بده و طبق گفتههای دوستان در غير اين صورت اصلاً ميوه هم نمیده. تازه جالبش اينجاست مردم هم تعلق خاطری خاص به اين مراسم دارن و به تماشای افرادی که مسئول اين کار شدن ميرن!!!!!!! خلاصه اين هم يک درخت بیناموس که به نوبه خود موجب ترويج فساد در مملکت ايران میشه!
در هر حال اين رو گفتم گريزی بزنم به اقوام ايرانی و ميزان اطلاعات ما از اونها. واقعاً ما به عنوان يک ايرانی چه شناختی از اينها داريم. چندتا از ماها تفاوت لباس يک بلوچ با يک افغانی رو میدونيم که تشخيص بديم هموطن هستيم يا نه. چندتامون میدونيم که زبون بلوچی تقريباً همون زبان هنديست و مردمان سيستان و بلوچستان که 80% بلوچ هستند اکثر آهنگها و فيلمهای هندی رو میفهمن. چند درصدمون میدونيم که يه استانی به نام بلوچستان در پاکستان هست و بلوچهای ايرانی براشون فرقی نمیکنه جزء ايران باشن يا پاکستان چون هر دو جا شناسنامه دارن و دو مليتی هستن! واقعاً ما که کسی رو که لباس محلی خودشو پوشيده مسخره میکنيم و ميگيم طرف جواد تشريف داره چطور سنگ فزهنگ ايرانی رو به سينه میزنيم. ما مثلاً ايرانی هستيم ولی الان در آذربايحان همه کانالهای ترکيه رو نگاه میکنن و آهنگهای اونها رو گوش میدن. بلوچها هم همين کار رو میکنن نسبت به هند و پاکستان. طرفای خوزستان همين برنامه رو با عربها دارن و تلويزيون اونها رو به تلويزيون لاريجانی ترجيح میدن. به زودی مردم خراسان هم بايد برن کانالهای افغانستان رو ببينن. اين لاريحانی بیشعور دلش خوشه تلويزيون داره. نه برنامه سياسی خوب، نه برنامه سرگرمی خوب، نه برنامه آموزشی خوب که حداقل بدونيم کی هستيم. اون وقت توی تلويزيون میگن : ايران قبل اسلام هيچ نبوده و اگر اسلام نميومد معلوم نبود چه بلايی سر ايران ميومد. گويا سردمداران صداوسيما که عموماً الان اصليت عرب دارن ياد اجداد خودشون افتادند. واقعاً چقدر بدبختيم ما. حمله آخوندها به ايران از حمله مغولها هم بدتر بوده. اين ريا و کينه و حسادت و طمع و بیرحمی و از خود بیگانگی فرهنگی رو چه کسی به سر ما آورده. چرا آدم بايد تو ايران بترسه در جواب حالت چطوره؟ بگه خيلی خوبم. هر چی از نظر اقتصادی عقب باشيم میشه بعدها يه کاری کرد. اين بیفرهنگیها رو در طی چند نسل هم نمیشه جبران کرد. بايد ديد و ازشون خورد و دم نزد. زندگی تو همچين محيطی آدم رو زود پير میکنه مخصوصاً اگر بخوای تو زندگيت آدم باشی. همش بايد آه بکشی و بشی همون ايرانی که معروفه به غمپرست بودن و واقعاً هم هستيم. قديما عروسیها هفت شبانه روز بود و عزائی يکی دو روز. الان برعکس شده. خلاصه بايد يه جور عقدههای روانی رو تخليه کرد.
از کجا شروع کردم به کجا رفتم. امان از دست پدران و مادرانمون که همچين افرادی بالای سر ما آوردند. نمیخوام که فقط بنالم و به قولی مرثيه سرايی کنم. واقعاً هم نمیدونم بايد چیکار کرد. اگه بيشتر صبر کنی ايرانی که يه موقع دريغ بود که ويران شود، ويران تر ميشه. اگه بخوای فعاليتی کنی، خودتون بهتر نتيجه رو ميدونين. از کارهای احساسی متنفرم. کل ملت ايران در زمان انقلاب 57 مسخ شدند و احساسی عمل کردند و نتيجه اين شد. کاش میشد خودمون معقوانه درستش کنيم ولی هر جور فکر میکنم بالاخره پای آمريکا به ايران باز خواهد شد به خصوص وقتی که اخيراً يهودیهای آمريکا ميگن ايران زيادی بزرگه و بايد تجزيه بشه. با داشتن اقوام مختلف که عموماً به جرم اقليت بودن مذهبی يا ... دچار محروميت بودند در ايران، با يه جرقه میشه ايران رو تيکه پاره کرد. کاش میشد نذاريم کار به جايی برسه که مورد تجاوز آمريکا قرار بگيريم و لعنت بر هر چی کشور بیناموس!!!
از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!
این جک رو که شنیدم اولش خیلی خندیدم ولی کمکم به فکر افتادم که نکنه این مساحت یا حجم بیشتر بشه.آیا وقتی هست که بشه این مترمکعب رو به مترمربع تبدیل کرد؟ دیگه باید به مصیبت خودمون بخندیم! واقعاً باید چیکار کرد.یکی نیست بگه به اینها که ریدین، بو میدین، بیخیال ما شین. این ملاها برای بقای خودشون هر کاری میکنن.الان قراردادهای نفتی بسته شده ما از قراردادهای گلستان و ترکمنچای ننگینتره. به قول ترانهی امیرآرام برخیز شتربان و بربند کجاوه ! واقعاً وقتی این بچههای بسیجی دانشگاهها رو میبینیم که چه اعتقادی به این آخوندهای ریاکار دارن دیوانه میشم.میدونم از روی بیخبریه.در هر حال به قول «منصور حلّاج» به اون ها دو صواب میرسه چون نیتشون رضای خداست ولی بقیه یکی چون تو راهمون شک داریم(البته اگه همینرو هم داشته باشیم).بعضی مواقع میگم نکنه ما تو اشتباهیم و اونا ... ولی حداقل اگه نتونم درستی چیزی که طرفدارشم رو اثبات کنم ، میتونم با مثالهای نقض فراوان عدم صلاحیت این آخوندها رو اثبات کنم.این دوره از ایران من فکر کنم دورهای باشه که به فرموده حضرت محمّد (ص) از اسلام چیزی جز نام نمونده.یه حرف قشنگی میزد یکی از دبیرامون.نقل قول میکرد از یکی که از سفر غرب میومد که : "به غرب رفتم، اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم ؛ به ایران آمدم، مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم. در هز حال انشاءالله همه ما روزی در ایرانی آرمانی زیر سایه حضرت دوست زندگی خواهیم کرد.
هوالرحیم
این چنگ هم خیال تموم شدن نداره و گویا این قصه سر دراز دارد.و این صدامحسین که یادم میاد در دوران کورکیم از شیطان هم پستتر بود حالا به قول ابراهیمنبوی صدام یزید کافر شده برادر صدام حسین مومن و ... .هر چند میدونم خیلیها در این جنگ از این که صدام روی آمریکا رو کم کرده حال میکنن ولی بد نیست که یه مطلب بگم از دکتر نوریزاده که از یکی نقل میکرد ای حرف صدام رو : «خداوند در خلقت عالم دچار سه اشتباه شد كه انشاءالله امت عرب اين سه خطا را تصحيح خواهد كرد. اين اشتباهات خلق ايراني، يهود و مگس بوده است»… .توصیه میکنم کل مطلب رو بخونین.
هوالحکیم
یک دبیر تاریخ داشتیم (که خدا حفظش کناد) یک جمله از آقامحمدخان گفت که بعید میدونم تا عمر دارم یادم بره.در نصیحت به (فکر کنم فتحعلی شاه) گفته بود : "اگر میخواهی بر عربها حکومت کنی باید آنها را سیر نگه داری و اگر میخواهی بر ایرانیان حکومت کنی باید آنها را گرسنه نگه داری." و اگه تاریخ رو بررسی کنیم با همچین واقعیتی روبرو میشیم.مثلاً همین انقلاب 25 سال پیش رو در نظر بگیریم همگان اذعان دارند که مردم از روی شکمسیری انقلاب کردند.الان هم که این انقلاب دوام آورده ملت اکثراً گرسنهاند ولی اقدامی نمیکنند(هر چند غالب مخاطبان اینترنتی هر چقدر هم از سطح پایین باشند بعید میدونم گرسنه باشند).من نمیدونم چه سریست؛ به قول ابراهیمنبوی در یک مصاحبه جدی که اگه ملت ایران رو ول کنند خودشون میرند سراغ دین واسلام و اصلاً اسلام تو خون ایرانیهاست.من هم فکر میکنم همین باشه.هر موقع زور بوده که اسلام نه، شورش شده.حالا هم که دارن به زور میدن به خوردمون همه زده شدند.این یعنی ماها نیاز به دوستی خاله خرسه این آخوندهای ریاکار نداریم(توهین به اندک خداشناسان واقعی نمیکنم).الان خیلی از افراطیهای انقلاب هم زدند کنار .من نمیدونم چرا این حکومت داره دوام میاره در حالی که در هر کوی و برزن که میری داری بدگویی میشنوی در موردش.شاید حالا باید رجوع کنیم به همون گفته اول متن.من خودم مستأصل شدم.از این وضع ایران خیلی ملولم.در حالی که در دوران تحصیل و از روی سادگی کلیه مفاد کتب تاریخی و دینی رو قبول داشتم و به این حکومت صرفاً به خاطر اسلامی بودنش اعتقاد داشتم.حالا واسم سخته این عمارت رو خراب کنم و تمامش رو update کنم.با این شبکههای ماهوارهای و تبلیغاتشون و شاید روشنگریهاشون(که تمیدوارم ریاکارانه نبشه!!)شانس بیارم قبلش دچار از خود بیگانگی فرهنگی نشم!! در هر حال از همه اونها برام خدا موند و خدا.و امیدوارم در هر موقعیتی که هستیم این موهبت رو از دست ندیم !
هوالمحبوب
امروز نمی دونین که چه [...] خوردم.همونطور که گفتم سر این وبلاگ مردم.امروز شنیدم که یکی میگفت دیگه وبلاگ جواد بازی شده و بدین صورت من مصمم شدم که مشت محکمی به استکبار جوادی بزنم و با اینکه اصلا به خودم شک ندارم که جواد باشم به راهم ادامه میدم.تنها کار مهمی که تو این تعطیلات می کنم chat کردنه D: . ولی از بس تلویریون برنامه داره ملت کفشون بریده.اگه این جنگ (که نمیدونم لعنتی هست یا نه) نبود و همه اخبار گوش نمیکردند واویلا بود.ببین این آخوندها(بخوانید زاهدان ریایی) چی کار کردند که مردم ایران آرزو میکنن که آمریکا (که هیچ غلطی نمیتوانست بکن) بیاد ایران رو بزنه و از شر این آخوندها رها شن.و بر این فاجعه اگر مردی بگرید من او را نکوهش نخواهم کرد.فکر کنم مصیبت های وارد به ایران در 25 سال اخیر صرفا از نظر خصوصیات اخلاقی (مخصوصا ریا) از حمله مغول بدتر بود.خدلیشان ببخشاد.
حیف که نمیدونم چهجوری میشه htmlمتن رو ویرایش کرد وگرنه یه عکس از یک جام شراب میذاشتم تا بدونین چقدر شراب باید خورد تا از این غم خلاص شد.