در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

March 30, 2003

به سلامتی!سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت!

هوالستار

این دفعه فقط می‌نویسم به افتخار کشف نحوه گنجاندن عکس(بدون کمک کسی).بـــــه سلامتی همتون !
نمی‌خواستم این دفعه بیش از همون خط اول بنوسم چون حالم گرفتست و ممکنه ناجور از آب در بیاد.فقط همین رو میگم.
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است
بیا رهتوشه برداریم،قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
شعر از اخوان ثالث بود.همه میدونین وواسه رعایت امانت در post اول شعر از خیام بود.
همواره شادیتان افزون باد !

Posted by dordikesh at 02:41 AM

March 28, 2003

خواستگاری همراه صبحانه‌

هوالطیف
جای همتون خالی امروز در شهرک‌های شمالی پلاس بودم.عید هم هست وکلیه مایه داران (به قولی مرفه بی‌درد) مثل مور و ملخ ریخته‌اند.اصلا یه چیز وحشتناکی شده.دریا کنار که اصلا ترافیک شده.خزرشهر هم که بیشتر تهرانی‌ها هستند در جاهای خاصی که داره نمیشه سوزن انداخت(عکس‌های مربوط به خزر شهر). ما هم اشتباهی تو این جمع بر خورده‌ایم.میگن یه بنده خدا بسیار ساده به عنوان راننده آژانس وارد خزرشهر شد و با توجه به وضع لباس پوشیدن و رفتار ملت کپ کرده بود و هی می‌پرسید که اینجا ایران هست یا نه.ولی انصافا ببینین این مملکت ایران در طی این چند سال چی کار کرده که دختر های ایرانی این جور آرایش می‌کنن .یکی از پر مصرف ترین کشور ها که همواره از بهترین ها استفاده میکنن(بازار مصرف اصلی فرانسه).و با این کار (که دستشون درد نکنه!!!) ارز هایی چند که خارج می‌کنن بماند،موجب عقده‌ای شدن بقیه جوون‌ها می شن.بابا به خدا من از این همه عقده که در دوستام و البته بقیه پسرها می‌بینم به ستوه اومدم.هر کی قبول نداره اگر می‌تونه یه سر بره خوابگاه‌های پسران(درباره شرایطش بعدها بحث می‌کنم) یا نه همین خیابان ها هم پر واضح‌اند.کاش می‌شد یه آمار رسمی پیدا کرد ولی یقین داشته باشین هیچ جا مثل ایران به آرایش و دماغ عمل کردن و امثالهم اهمیت نمی‌دن.البته شاید یه دلیل منطقی هم پشتش باشه اونم تصاحب شوهری پولدار و شاید هم خوشتیپ!باز هم به قول یه راننده آژانس که این دفعه دختر های حاضر در دریاکنار رو دیده بود ، الان اگه آدم بخواد بره خواستگاری باید صبح زود بره که طرف وقت نکنه آرایش کنه.ایده بدی نیست باید خوب جواب بده!!!!!!!!
این عید و حجم بالای مسافران نوروزی باعث شده موبایل بشه اسباب بازی(البته در شمال).و صبح از خواب بلند میشی می‌بینی که موبایل out of service شده.یعنی اصلا از طرف مخابرات همین‌جور دیمی سیم کارت رو از کار میندازن.ما رو هم از کار و کاسبی انداختند!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی این که :
راننده آژانس ها آدم هایی فیلسوفند.
عید نوروز یعنی از دست دادن دوستان(به خاطر موبایل) و بدست آوردن دوستان جدید !!!!!!!
دختر ها مرام بگذارند و موقع خواب (با شیر پاک کن!!!) آرایششون رو پاک کنن که یه وقت صبح زود خواستگار اومد خیط نشه.
من اصلا عقده‌ای نیستم!!!!

Posted by dordikesh at 03:16 PM | Comments (1)

March 25, 2003

منفعت جنگ

هوالمحبوب
امروز نمی دونین که چه [...] خوردم.همون‌طور که گفتم سر این وبلاگ مردم.امروز شنیدم که یکی می‌گفت دیگه وبلاگ جواد بازی شده و بدین صورت من مصمم شدم که مشت محکمی به استکبار جوادی بزنم و با اینکه اصلا به خودم شک ندارم که جواد باشم به راهم ادامه می‌دم.تنها کار مهمی که تو این تعطیلات می کنم chat کردنه D: . ولی از بس تلویریون برنامه داره ملت کفشون بریده.اگه این جنگ (که نمی‌دونم لعنتی هست یا نه) نبود و همه اخبار گوش نمی‌کردند واویلا بود.ببین این آخوندها(بخوانید زاهدان ریایی) چی کار کردند که مردم ایران آرزو می‌کنن که آمریکا (که هیچ غلطی نمی‌توانست بکن) بیاد ایران رو بزنه و از شر این آخوندها رها شن.و بر این فاجعه اگر مردی بگرید من او را نکوهش نخواهم کرد.فکر کنم مصیبت های وارد به ایران در 25 سال اخیر صرفا از نظر خصوصیات اخلاقی (مخصوصا ریا) از حمله مغول بدتر بود.خدلیشان ببخشاد.
حیف که نمی‌دونم چه‌جوری می‌شه htmlمتن رو ویرایش کرد وگرنه یه عکس از یک جام شراب می‌ذاشتم تا بدونین چقدر شراب باید خورد تا از این غم خلاص شد.

Posted by dordikesh at 04:44 AM

March 24, 2003

حمالی عيدانه

هوالمطلوب
قصد داشتم خیلی چیزا بنویسم ولی امروز مهمون داشتیم و روز حمّالی بود و بس ناجوانمردانه خستم.برودی زود پر می کنم.حتما.

Posted by dordikesh at 02:10 AM

March 18, 2003

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
حدودا سه ماه طول کشید که بدونه آموزش قبلی یک وبلاگ دلخواه طراحی کنم.به قول شاعر :
یک عمر اگر سوختم‌و ساخـــــتمت
امروز چنان شدی که می‌خواستمت
در هر حال منت خدای راست.
در مورد وبلاگ و اهدافش باید بگم صرفا یک وبلاگ شخصی که از هر دری سخن در آن جاری خواهد بود.اسمش رو هم از این شعر زیبای حافظ گرفتم :
َشراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
کــــــه تا یک دم بیآسایم ز دنیا و شروشورش
نمی‌خوام در اولین نوبت زیاد روده درازی کنم.ولی امیدوارم کلیه این فعالیت مورد قبول حق واقع بشه.در آخر این شعر رو تقدیم می کنم تا یک چیزایی روشن بشه :
من بـاده خورم ولیک دراز دستی نکنم
الا به قدح دراز دستی نکنــــــــــــــــم
دانی غرضم ز می پرستی چه بـــود ؟
تا هم چو تو خویشتن پرستی نکنـــــم!
تا کــی غم آن خورم که دارم یا نــــه؟
این عمر به خوشدلی گـــذارم یا نــــه؟
پر کن قدح بـاده که معــلومـــم نـیـسـت
کاین دم که فرو بـرم برآرم یــــا نــــه؟

Posted by dordikesh at 02:43 AM | Comments (1)