
تصميم گرفتم هر چه سريعتر يک جمع بندی در مورد تبريز بکنم و ديگر نه عيب اين شهر رو بگويم و نه هنرش را ! البته اينقدر حرف دارم در موردش که خدا می داند ! اين بار میخواهم در مورد چيزی بگويم که می دانم اگر يک تبريزی آن رو بخواند خشتکم را پرچم می کند ولی به هر حال من اين را می گويم که يک بار هم شده در تاريخ آمده باشد!
مردمان تبريز و حومه معمولاً علاقه عجيبی به جنس مخالف دارند . به خصوص مردانش به طرز وحشتناکی اين احساسات را بروز هم میدهند. نمیگويم بقيه مردمان ايران اندر کف نيستند ولی اينها رتبه اول را دارند ! حالا اگر هم به علت فيزيک بدنی مناسب اين قوم باشه که مثلاً حشر تر تشريف دارند محدوديتهای موجود در شهر به نظر من تأثير خيلی بيشتری دارد تا آن ! اما کاش همه چيز همين بود. چيزی که من رو شديداً از اين مردمان يک مدت زده کرده بود مشکل ناپيدا و کمتر بروز کرده اين شهر هست. شهری که زنانش به همان اندازه مردانش اندر کف هستند و بسا بيشتر.
به عنوان يک مهمان شهر تبريز مطمئن باشيد که يکی از چيزهايی که برايتان در منظر اول جلب توجه خواهد کرد زوجهای جوانی هستند که هشتاد نود درصدشان دختری خوشگل هستند با پسری نه چندان که بايد خوشتيپ ! خوب آدم با خودش می گويد که بله اينجا دختر خوشگل رکود دارد . از بس زيادند که پسر برايشان کم است !!! ناسلامتی هميشه اسم تبريز در خوشگل بودن دخترانش در رفته است (دروغی بس سترگ) !
ولی بعدها متوجه شدم که چون خانوادههای تبريز هر گونه رابطه دختران و گهگاهی پسران را محدود می کنند اين ها معمولاً با اولين خواستگار که بيايد جواب OK را می دهند تا خودشان را آزاد کنند از اسارت خانواده. به نظر من ازدواج برای دخترهای تبريز نوعی آزادی است از بس که از طرف خانواده ترسانده شده اند از روابط پيش از ازدواج !
نكته ديگر که به نظر من با اهميتش بيشتر است رشد ناهنجار فرهنگيست. در شهر همه چيز محدود است (علیرغم آبادانیای که دانشجويان فراوان شهر انجام دادهاند!!!) و در خانواده جور ديگر. اکثر خانوادههای تبريزی ماهواره دارند. به خصوص که عشق برنامههای کشور ترکيه را هم دارند. برنامهها هم معلومالحال هستند. خوب دختری که همهی روز در خانه هست و نمی تواند آنچه را می بيند خودش لمس کند ولی ذهنش باز و باز تر می شود ، فکر می کنيد به ازدواج چگونه نگاه می کند ؟ هر چه قدر هم زنان تبريز به وفاداری شهره باشند باز هم اگر شوهر جان ايده آل نباشد آن شوهر يک شبه پيدا شده چه نتيجهای خواهد داشت !؟ تازه همه می خواهند مثلاً خود را پيشرفته نشان دهند (مثل داخل ماهواره) و کاسه داغ تر از آش میشوند از شدت Open Minded شدن ! يک جورايی میشود يک عقده جوانی کردن که بعد از ازدواج خودش را نشان می دهد. به هر حال به نظر من اغلب (به خدا گفتم اعلب و نه همه) زنان شوهر دار تبريزی سر و گوششان می جنبد (شرمنده مردان غيرتمند تبريز) !
اين ادعايی که کردم رو نه خودم که چندين نفر از دوستانم حاضرند تأييد کنند. خودم هميشه فکر می کردم اشتباه می کنم که زنان تبريزی هميشه به پسران جوان جور ديگری نگاه می کند. اواخر پيش يکی از دوستان گفتم اين مسئله را ، که او هم تأييد کرد. به جهت فضولی از افراد ديگر هم همين استشهاد را گرفتم. جالب اينجاست که دخترانش اصلاً اين گونه نيستند !!!! حتی مد شده دختران تبريزی مجرد انگشتر در دست می گذارند که اين قدر پسرها بهشان گير ندهند !! (و احتمال متأهل ها انگشتر نمی گذارند!) دوستی که خودش در شهر تبريز همواره به اين امور اشتغال داشت تعريف می کرد که حتی با يکی از آن ها دوست هم بوده! و شبها خانم گرانقدر يواشکی زنگ می زده و گوشی را نمی گذاشته تا صدای او و شوهرش را دوست کثيف بنده بشنود!!!!
باز سعی کردم باور نکنم و استدلال استقرايی نکنم و اين را به همه مردمان شهر تعميم ندهم. اما قضايا پکی پشت ديگر رو شد که دو تايش را خودم ديدم. ناله و زاری يکی از همسايههامان در ساعت 4 نصفه شب به جهت خيانت زن که کل محله را بيدار کرده بود. مورد ديگر همسايه بالايیمان در خانه اخيرمان ! که چه جلف باریهای جلوی بنده و هم خانهای در نياورد. وقتی شوهرش بود با چادر از خانه بيرون ميامد و وقتی شوهر نبود با شلوار کوتاه و رکابی هم شرف ياب می شد . موارد فراوان از اين دست هست که ترجيحاً بیخيال می شوم !
خوب می دونم که رو چيزی دست گذاشتم که خون خيلی ها رو به جوش مياره! خدا رو شاهد میگيرم که هيچ حب و بغضی در اين بحث نداشتم و فقط مشاهداتم رو گفتم ! حالا می خوای فحش بدی خنک شی يا علی ! ولی اين مشکلی هست که نه فقط در تبريز بلکه ايران را در شکلی خفيف تر در بر میگيرد. مردمان چشم و گوش بسته که به خاطر پز روشنفکرانه هم که شده حاضرند دست به هر کاری بزنند ! مثلاً همين مد مانتوهای تنگ که به نقل از خبرنگاری خارجی در کشورهای غرب فقط افراد سکسی حاضرند چنين لباسهايی بپوشند. حال اين مد چقدر پسران ايرانی اندر کف خوش آمده خدا می داند !
.ای ناموس قهبه هرجای اول برو ناموس خودتو از بغل اینو اون جمع کن بعد بیا زر بزن کسکش دییوس
آذری | November 17, 2005 07:53 PMبه نظر من اين مقاله زِيبا برای اين موضوع مناسب بود برای اطلاعات بيشتر [اينجا را کليک کنيد] تا بيشتر در مورد موضوع مطالعه کنيد.
لیم | October 17, 2005 06:51 AMبه نظر من اين مقاله زِيبا برای اين موضوع مناسب بود برای اطلاعات بيشتر [اينجا را کليک کنيد] تا بيشتر در مورد موضوع مطالعه کنيد.
لیم | October 17, 2005 06:51 AMاحتمالا از شهرهای دیگه خبر ندارین و اطلاعاتتون محدوده.به غیر از تهران که توش افتضاحی نیست که نبینین به عنوان مثال از شهر شیراز خبر ندارین و خیلی از شهرهای جنوبی کشور.اگر در کل کشورمون این مسئله تاسف بار رو بررسی کنید سهم شهر تبریز خیلی کمتر از شهرهای دیگه است. خدا رو شکر که از اینجا تشریف بردین حالا بعد از این وجدانا دقت کنین ببینین تو شهر خودتون بیشتر این مسائل رو میبینین یا تبریز.
ساتین | October 4, 2005 01:20 PMاز نوشته هاتون كاملا پيداست كه از يكي از دختر هاي تبريز ناراحتيد نوشته شما كاملا عقده اي بود برادر من هم تو تبريز درس مي خونه و كاملا نظر برعكس تو رو داره
saba | September 19, 2005 01:14 AMبابا دمت گرم كلي با مطلبت حظ كردم آى گفتي آي گفتي حرف دل منو زدي يه عمره كه ميگم كسي نميفهمه. زدي تو خال برادر يه جوري خوشحالم كه وقتي اينشين كشف علمي مي كردو يه دانشمند ديگه كشفش رو تاييد!!هميشه بهت سر مي زنم.
nasrin | September 3, 2005 03:29 PMنمي گم بي ربط مي گي ولي جدا غير منصفانه موضوع رو بررسي كردي. قطعا هر چيزي كه گفتي جز حقيقت نبوده ولي مطمئن باش اينها ضعف هاي شخصيتي است كه به خاطر مشكلات فرهنگي در تمام كشور وجود داره حتي تو همين تهران خودمون كه ديگه مثلا آخر آزادي و تجدده . اينو هم بگم من مادرم تبريزيه ولي اصلا از روي تعصب قومي حرف نزدم خيلي از ايرادات رو هم مي بينم و قبول دارم.
gadfly | September 2, 2005 07:44 PM