در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

August 19, 2005

وبا و آرزوی يبوست

نمی‌دونم چه کرميست که ناخودآگاه وقتی اسم وبا رو می‌شنوم در ذهنم تداعی می‌شه : وبا دختری در مزرعه !!!!! خيلی مزخرف هست ، می دونم. ولی چيکار کنم ديگه ، دست خودم نيست؛ بگذريم! از خيلی‌ها شنيدم که از پا قدم احمدی‌نژاد هست که وبا شايع شده و می‌گويند او خود وباست. جالب اين ‌جاست که در خبرها هم آمده اين مرض شايع شده وبا نيست و شبه وباست (يعنی وبای اصلی چيزديگريست!!!) می گويند در يک عروسی به مدد سالاد (کاهو) آلوده هفتاد و پنج نفر وبا گرفته اند ! ايول عروسی خوش يمن !!

اما واقعاً اين وبا بيماری جالبيست و درمانش جالب تر (تا جايی که می دونم) . گلاب به روتون ، روم به ديوار شخص مبتلا به وبا آنقدر (به صورت اسهال) می‌ريند تا تمام شود يا به قول يکی از دوستان پشت و رو شود !!! و درمانش هم اين است که آنقدر سرم به شخص می زنند تا جبران آب‌های خارج شده از ماتحتش را بکند و چون حجم آب خارج شده به طرز وحشتناکی زياد است فکر کنم سرم رو مستقيم وصل کنند به آب شهر ! خلاصه اگر آدمی شانس بياورد و ميکروب ها هم خارج شوند از شر مردن رها می شود !

تو اين ايام هر گونه داشتن دل پيچه و يا شکم درد و حتی اسهالی خفيف هم ترس آور است. دوستم رفته بود دست شويی بعد از چند ساعت خوشحال برگشت ! گفت کلی زور زدم خبر چندانی نبود. و اين يعنی از وبا مبا خبری نيست. با خودم گفتم عجب ! تا ديروز می گفتند شکم روان بهتر از پدر مهربان !!! حالا همه آرزوی يبوست می کنند !!!! ياد آخرالزمان افتادم و کوسه !! از خدا پنهان نيست از شما هم نباشد که چند وقتی است با شکم دردی چند دست به گريبانم ! منتظر علائم در ته اعماقم يا اعماق ته‌ام هستم تا اشهد خود را بخوانم !!!! خداوند رحم کناد !

شرمنده کمی اين مطلب قهوه‌ای بود ! واقعيات را بايد گفت با هر کيفيتی و رنگی و بويی ؛ در عين با‌کلاسی و با نزاکتی !!!! D:

| dordikesh | August 19, 2005 03:47 PM | بـازتــاب
پيغامی چند

سلام...
وبا هم اومد و نتونست كاري از پيش ببره..
چون وضع جامعه ما بيشتر از اينا خرابه..
پاينده باشي..
يا حق.

kharabati | August 30, 2005 02:11 PM

مطلب جالبي بود. كلي خنديديم. راستي به من هم سر بزن. اينو مخصوصا گفتم كه ريختتو نبينم. به هر حال اميدوارم در زندگيت هميشه به روز و آنلاين باشي. اگه پيغامي هم داشتي بايد از منشي مخصوصم وقت بگيري. چيزي كه عوض داره گله نداره !!!

hamzanjir | August 30, 2005 04:38 AM

راستي
من چند سال پيش وبا گرفتم
اگه مي خواين براتون تعريف كنم
توي وبلاگم تو بخش نظرات در خواست كنيد

mehy | August 25, 2005 02:46 PM

سلام
خيلي مطلب جالبي بود
به ما هم سر بزن

mehy | August 25, 2005 02:43 PM

راستش مام يه كم مشكوك به وبا و اينا بوديم انگار ،زودي پريديم رفتيم دكتر اما خدا رو شكر وبا نبودو انگار پيچ و مهرمون شل شده بود البته گلاب به روتون ...

بهار و پريا | August 24, 2005 06:44 PM

من شنیدم میگن احمدی نيژاد خودش تو سد کرج شنا کرده وبا اومده البته یه عده هم معتقدن لباس زیرش افتاده تو سد! حالا این دوستمونم میگن که جورابشه بوده!

afra | August 21, 2005 06:32 PM

قدم نورسيده مبارك : )

venus | August 21, 2005 12:14 AM

ميخواي در دسترس باشم كه بتوني كادو تولدم وبفرستي ؟؟

mojgan | August 20, 2005 10:43 AM

جون من ....نه ...مرگ همين مهندس اتاق بغلي خودت يكبار نوشته هاتو خوندي؟ آدم از زور خنده اسهال مي گيره !! خيلي جالب بود من شنيدم كه جوراب احمدي نژاد افتاده تو سد كرج واين مرض وبا شيوع پيدا كرده !!شايد هم خودش هوس آب تني كرده واين همه مصيبت به بار آورده

mojgan | August 20, 2005 09:19 AM

معني با كلاس بودن رو هم فهميدم با كلمه ي با كلاس ((ريدن))!!!!!!!!!!!!!!1

shabnam | August 20, 2005 01:57 AM

ببين عزيز
من بيشتر عمرمو تو دستشوئي گذروندم برام فرق نميكنه وبا داشته باشم يا نه من هميشه مشكل كسائي رو دارم كه وبا گرفتن
تازه اگه وبا داشتم بهتر بود چون ميدونستم يه روز ميميرم راحت ميشم ولي حالا كه به قول بچه ها
بوا ندارم بايد بسوزمه بسازم

amin | August 19, 2005 11:30 PM
Post a comment









Remember personal info?






* شما را به آن خدايی که می‌پرستيد و اگر نمی‌پرستيد به جون عزيزتون اگر فکر می‌کنيد با نظر دادن در اين جا من هم ملزم به نظر دادن در وبلاگتان هستم، اين کار را نکنيد !

* اگر سوال يا کاری داريد خواهش می‌کنم دقت کنيد که نظرتان را در آخرين پست وبلاگ وارد می‌کنيد!

* خواهش می‌کنم از گفتن به من هم سر بزن، خودداری کنيد چرا که تنها در اين صورت سر نمی‌زنم!