
ای بابا! کی حال شما خوب می شه؟
دلم برات تنگ شده بود. مدتي بود اينجا نيومده بودم. اين بي حوصلگي هم كه ميگي خاصيت گرما است نه سرما. يه ذره استراحت هم زياد بد نيست. عجله نكن.
خوش باشي!
اوه اوه دقيقا همين احساسا رو تو اين روزا به صورت مزخرفي داريم حس مي كنيم اما يه كاري مي خوايم بكنيم كارستون .............عمرنم بگيم كه بيان يه كار بزرگ جلوگيري مي كنه از وقوع اون .........../ يه وبلاگ فوق العادهاي بود كه مي خونديم اسمش شراب تلخ بود وبلاگ شما رو كه ديديم فكر كرديم اون بود اما.........البته اين جام جالب بود / در مورد آينده تون اميدواريم هر چي صلاحتون همون بشه .
bahar & paria | August 16, 2005 05:42 PMچه جالب چون منم تازگی از این حالت دراومدم! راستی من به این نتیجه رسیدم که اگه ماوس رو روی این دو تا گیلاسی که چپ و راست وبلاگت هست ببریم، نوشته جالبی ظاهر می شه!
آلاء | August 9, 2005 05:38 PMبسوزه پدر گشادی كه هر چي كشيدم از همينه
منم هستم
همونطوري كه تو هستي گيجم منگم سرم با اونجام الك دولك بازي مي كنه
راه حل آخري خوبه از ايران رفتن نه براي هميشه
منم مي خوام برم يه دوري تو اين كشوراي خوشگل
بزنم ولي تا حالا كه نشده
ناراحت نباش محمود آقا گفته درست ميشه
گشادیسم موضعی گرفتی، خوب می شی، احتیاج به یه رفیق پا داری ...
daydad | August 6, 2005 08:12 PMسلام
كنكور؟
قالب وبلاگت قشنگه
عارضه كون گشادي پديده ايست كه گريبان همه رو تا بحال گرفته حالا تو مدت زمانهاي متفاوت !! در مورد خود سازي هم اگه بتوني يه قالب مالبي براي من طراحي كني ومن دات كام بشم خلي ممنون مي شم
mojgan | August 6, 2005 10:23 AMمي گم تصادفا تو، من نيستي؟ حالات توصيف شده دقيقا وصف حال من بود. متاسفانه من هم به شدت گرفتار اين تنبلي و بي حوصلگي هستم. اگه تونستي از پسش بر بياي راه حلش رو به ما هم نشون بده.
gadfly | August 5, 2005 08:12 PMنگران نباش. اين نيز بگذرد!
امیر | August 5, 2005 11:15 AMکنکور؟! پس اين همه مدت چيکار ميکردی؟ من فکر کردم دانشگاه بودی...
اون تنبلی هم شايد واقعاً تنبلی به معنای عام نبوده. يکی از جنبههای افسردگی خفيفی بوده که به خاطر دور بودن از خونه و شرايط ناسازگار محيط بهش دچار شده بودی. الآن هم هيچ اشکالی نداره که کمی خستگی در کنی و سعی کنی به قول خودت بدنسازی و خودسازی کنی!
اميدوارم هر تصميمی که ميگيری موفق باشی.
پانتهآ | August 5, 2005 10:48 AMاين حالتي كه به اين خوبي توصيف كردي را زياد تجربه كردم . گاهي لختي و سستي خيلي خوبه .
ساحل افتاده | August 5, 2005 10:33 AM