تلفن يا مصيبت
خوب بالاخره موفق شدم تلفن لعنتی رو را ه بندازم. پول عقب مانده رو پرداخت کردم ! رفتم مخابرات دو طرفهاش کردم ! همونجا يک مأمور با خودم آوردم و سيم کشی رو هم درست کرد تا تلفن راه افتاد. جالب ترين قسمت ماجرا وقتی بود که رفتم و ليست شمارههای تماس گرفته شده رو پرينت گرفتم. چشمتون روز بد نبينه ! تلفن های داخلی که نشون داده نمیشه ! ولی همين تلفنهای خارج از شهر و موبايل رو بايد ببينيد ! نود تماس داشتيم که فقط و فقط پانزده تاش مربوط به من بود و بقيه مربوط به همخونهای گرانقدر که مدت هاست در پاچه ما می کند و ما بیخبريم! جالب تر اينجاست که از همون نود تماس ، هشتاد تاش برمیگشت به شماره موبايل دوست دختر گرانقدرش !! باز قضيه جالب تر می شه وقتی خاطرنشان کنم که از دو ماه قبل از عيد (مربوط به اين دوره) بيست روز رو هم خونه ای اصلاً نبود (تعطيلات بين ترم) و تلفن هم از 8 اسفند يک طرفه شده بود !!! يعنی در کمتر از بيست روز !!!! يارو که داشت برام پرينت کرده بود اندر کف بود که هر چی اين پرينتر بنده خدا چاپ میکنه چرا تموم نمی شه !!!! بيچاره دردی کش بلاکش!!
دروغ چرا بعد از سه سال زندگی مشترک!!! در حالی که تنها دو سه ماه ديگه با هم هستيم اصلاً ارزش نداره آدم به اين ها بپردازه ! بی خيال ! اين نيز بگذرد !
| dordikesh | April 11, 2005 09:36 PM