مصايب بی تلفنی
از امشب که ماه جديد شروع میشه تلفنمون يک طرفه میشه ! تازه داشت موتور وبلاگ نويسيم روشن میشد. اون هم محرک و دليلی نداشت غير از اين که هفته بعد امتحان ارشد دارم. البته يک وقت فکر نکنيد که براش درسی هم خوندم . برای قشنگی امتحان می دم که حداقل مجاز به انتخاب رشته بشم که يک نفر اسممون رو تو اينترنت نگاه کرد آبرومان نرود. ولی به هر حال چون چند روز اخير تو حال و هواش قرار گرفتم و چند ساعتی درس خوندم احساس می کنم که بايد کاری بکنم و درس نخونم و چه کاری به ز وبلاگ ! اگر يک وقت ديديد تا عيد پيدام نشد بدونيد که از پس پرداخت پول تلفن برنيامديم !! من نمی دونم نرخ تلفن چقدر شده که اين همه پول میگيرند از ما ! يا شايد هم خونهای داره میکنه اندر پاچه ما و ما خبر نداريم ! اين هم شعری برای امشب که از تلفن جدا میشوم :
شبی که با تو بودم يـــاد از آن شب
شبی که بی تو بودم داد از آن شب
شبی که ليلی از مجنون جــدا شد
فــغان و نـــالــه و فــريــاد از آن شب
| dordikesh | February 18, 2005 06:04 PM