در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

December 15, 2004

آدمی و هوش مصنوعی

يک درس جالب داريم با نام هوش محاسباتی که در آخرين لحظات حذف و اضافه به واحدهام اضافه کردم. برای رشته‌ی درسی ما اختياری بود که در کمال خوش‌وقتی برداشتمش . البته اين درس با کمی تغيير محتوا اسمهايی نظير هوش مصنوعی (AI=Artifitial Inteligence)، شبکه‌های عصبی هم داره که شايد همان هوش محاسباتی درست‌تر باشه. البته چون در سطح کارشناسی هست خيلی وارد جزييات نمی‌شه. اون جوری نيست که بخوای مغز انسان رو شبيه سازی کنی!!!!! کل کاری که بايد کرد اينه که تصميم گيری‌های هوشمندانه (ماشينی) انجام بديم. مثلاً فرض کنيد با آموزش يک سيستم با سری‌های زمانی ، سری‌های زمانی ديگر رو تخمين بزنيم. يا مثلاً عکس پرتغال و هندونه رو از هم تشخيص بديم يا عکس چند تا عدد بديم به کامپيوتر خودش تشخيص بده که اون عددها چی هستند (مثل چشم انسان). روش کار هم به اين صورت هست که با آموزش ورودی‌های متفاوت فراوان و متنوع فرمولی استخراج می‌کنيم (يعنی سيستم اين مهارت رو آموزش ديد) بعد هر چی به ورودی بديم هوشمندانه با جايگذاری در فرمول جواب می‌ده.

خوب برای همين کارهای ساده نمی‌دونيد اين کامپيوتر بدبخت چه فشاری به خودش وارد می‌کنه! استادمون می‌گفت در زمان‌های قديم در دانشگاهشون روی پردازش صدا کار می‌‌کردند که مثل گوش آدمی‌زاد صداها رو تشخيص بده. خوب برای آموزش همچين سيستمی بايد انواع و اقسام صداها رو به کامپيوتر داد. کلفت و نازک با فرکانس‌های مختلف و ... . برای همين حجم داده‌ها و همين طور مدت پردازش خيلی طولانی می‌شد. اون زمان که هنوز پنتيوم نيومده بود دو سه ماه طول می کشيد !!!! بعد که پنتيوم 133 اومده کلی خوش‌حال بودند که ديگه يک ماه طول می‌کشه. حالا هم خيلی کامپيوترها پيشرفت‌کرده باشند به يک هفته يا يک روز يا شايد يک ساعت کشيده باشه (مثلاً با ابرکامپيوترهای آمريکا). اما دقت کنيد که همه اين زحمات برای اينه که فقط و فقط تشخيص صوت بدهند. تازه اگر صدا به گونه‌ای باشه که برای کامپيوتر تعريف نشده باشه کم‌ مياره و جواب نمی‌ده.

  فرض کنيد بخواهند همين کار را برای تمام حواس انسان انجام بدهند. صدا رو بفهمه ، تصاوير رو ببينه و پردازش کنه و ... . فقط فکر ‌کنيد برای هر اتفاق چقدر بايد زور بزنه و تازه چه خطايی ارائه می‌کنه. تازه تا اين جا رو به زور بايد به کامپيوتر ياد داد. مشکل ترين کار اينه که کامپيوتر بعدها خودش در محيط و به طور هوشمندانه اقدام به يادگيری بکنه!!!!! اما حالا مغز انسان رو در نظر بگيريد. هر نوع صدا با هر نوع فرکانس با هر سرعت با هر لهجه با هر آهنگ و ... رو در کمتر از صدم ثانيه تشخيص می‌ده . تصميم می‌گيره و هزار تا کار ديگه هم انجام می‌ده. يک چيزی هايی از قبل آموزش ديد (احتمالاً در روز ازل) که به نوعی می‌شه غريزه رو داره ولی تو محيط هم در هر لحظه و دم به دم داره ياد می‌گيره. واقعاً آموزشی که خداوند به مغز آدمی داده فوق العاده است.

 می‌گويند مغز انسان قوی‌ترين و سريع‌ترين کامپيوتر دنيا است. کسی توش شک نداره. با اين همه پيشرفت کامپيوتر باز هم اين مغز هست که قدرت خودش رو به رخ می‌کشه. به واقع کامپيوتر در مقابلش سوسک هست. من واقعاً نمی‌فهمم که چطور کسی هنوز هم می‌تونه ادعا کنه خدايی وجود نداره. يک بار بايد بيايد و ببينيد که چقدر آدم بايد زور بزنه تا با کامپيوتر بفهمونه که چه جوری تصميم گيری کنه ! اون وقت ايمان می‌آوريد مغز انسان چه پديده‌ای هست ! واقعاً با اين همه اوصاف نمی‌تونم به خودم بقبولانم که کسی بياد وجود خدا رو انکار کنه. اصلاً تو ذهنشون خدا يعنی چی ! پس ماشينی مثل آدم رو چه کسی طراحی کرده ؟؟؟

آيا نمی‌بينيد اين همه نشانه که در زمين و آسمان قرار داديم ؟ به راستی آن‌ها کور و کرند با اين‌که چشم و گوش دارند. و اين‌ها نشانه‌ای است برای اهل يقين. و خداوند دانای دانايان است ! (نقل به مضمون!)


 حالا مغز رو فرض کنيد که يک جورايی ساختيم. حالا بخوايم ماشينی مثل آدم توليد کنيم. اگر کمی فکر کنيد پی می‌بريد به عظمت خودتون. الان اگر سريع ترين کامپيوتر با بهترين برنامه برای هوش مصنوعی رو طراحی کنیم بزرگ ترين مشکل انرژی هست. جز برق چه کاری می تونيم انجام بديم. آدم‌هايی که ما بسازيم هی دم به دم بايد با برق شارژ بشوند و تازه برق رو هم خودشون توليد بکنند (قراره مثل آدم باشند و ما کاری به کارشون نداشته باشيم). تازه اين آدم‌ آهنی‌ها فقط توليد می‌شوند و عمراً اگر بتونند مثل خودشون رو توليد بکنند، عمراً احساس داشته باشند ، عمراً رويا داشته باشند ، عمراً خدای خودشون را که ما هستيم رو به طور اختياری بپرستند و هزار تا عمراً ديگه که بايد به قابليت‌های خودمون رجوع کنيم. ديگه خيلی بخواهند احساسات داشته باشند اينه که مثل فيلم هوش مصنوعی برنامه ريزی بشوند که عاشق بشوند. بدون تصميم گيری و هر گونه تشخيص هوشمندانه !

 پس درک کنيد که چرا خداوند پس از طراحی انسان از فرشتگانش خواست تا بر آدم سجده کنند. به خدا ارزشش رو داريم از بس خفنيم ! يک تشکر خشک و خالی هم شده بکنيد برای يک بار هم که شده !

نتيجه گيری حافظ مآبانه :

آدمی در عالم خاکی نمی‌آيد به دست / عالمی ديگر ببايد ساخت از نو آدمی

| dordikesh | December 15, 2004 11:32 PM