در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

November 14, 2004

عيدی برای اعمال قدرت

می‌گن يک روز يک بنده خدايی می‌خواست بره دست‌شويی عمومی . يک سری آفتابه هم بيرون بود که برای انجام کار مورد نظر بايد به داخل برده می شد. اون بنده خدا يک آفتابه برداشته بود که بره داخل و دست به آب بشه که يک نفر داد زد : آفتابه‌ی قرمز رو بردار! و طرف هم اطاعت کرد. بعد که کارش انجام شد و به قول بچه‌ها گفتنی سبک شد رفت ازش پرسيد که چه فرقی بين آفتابه‌ها بود. که اون يارو جواب داد که هيچی ! ولی اگه بهت نمی‌گفتم که اون آفتابه قرمز رو برداز تو از کجا می‌فهميدی که در خاتمه کارت بايد به من پول بدی ؟!؟!؟!


اين قضيه کاملاً شبيه ديدن هلال ماه توسط جماعت آخوند هست. با پيشرفت چشمگير علم اعم از سفر به ماه ، بارور کردن ابر و توانايی از بين بردن ابر و تلسکوپ و هزار کوفت و زهر مار ديگه ، ديدن يک هلال ماه بچه بازيست. همه اين بازی‌ها برای اينه که ياد ملت هميشه در صحنه ايران باشه که همه چيزشون بستگی به حالت اون‌جای آخوندها و در رأسشون آقا داره !!! مثل معاويه که يک بار نماز جمعه را چهارشنبه برپا کرده بود ، اين ها هم می‌خواهند خودی نشان بدهند و اعمال قدرت کنند !!! 

| dordikesh | November 14, 2004 05:01 AM | بـازتــاب