علت ديوانگی
پزشک قانونی به تيمارستان دولتی سرکشی میکرد، مردی را ميان ديوانگان ديد که به نظر خيلی باهوش میآمد ، او را پيش خود خواند و با کمال مهربانی پرسيد که شما را به چه علت به تيمارستان آوردهاند؟
مرد در جواب گفت : آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختر هيجده سالهای داشت. يک روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز ، زن من مادرزن پدرشوهرش شد، چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود ، پسری زائيد ، اين پسر برادر من شد زيرا پسر پدرم بود اما در همان حال نوه زنم از اين قرار نوه بنده هم میشد، و من پدر بزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده پسری هم زائيد، و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمناً مادر بزرگ او شد ، در صورتی که پسرم برادر مادر بزرگ خود و ضمناً نوه او بود ، از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم ، خواهر پسرم میشود بنده ظاهراً خواهرزاده پسرم شدهام. ضمناً من پدر ِ مادر و پدربزرگ خودم هستم ، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است ، آقای دکتر اگر شما به چنين مصيبتی گرفتار میشديد کارتان به تيمارستان نمیکشيد ؟
مارک تواين
| dordikesh | March 30, 2004 06:25 PM
| بـازتــاب
آنان به جای اين کارها بايد با مديريت صحيح ، اولا مانع از آن شوند که سرمايه های مملکت به هدر رود و ثانيا کسی جرأت آن را نداشته باشد که به حقوق ديگران و مهم تر از آن بيت المال ، چشم طمع بدوزد . همچنان که در زمان اميرکبير ، عيون او در سراسر ميهن اسلامی با ارتباط مخفی و مستمر با وی ، خواب را از چشم طمعکاران ربوده و هراس از اقدام به هر نوع تعدی را در دلها انداخته بودند .
http://14abdollah.persianblog.com