در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

March 10, 2004

آخرين جام

خوب الان من اهوازم برای مسابقات بسکتبال دانشگاه‌ها. در واقع اين شايد آخرين جام ورزشيم باشه. بعد از اين احتمالاً ورزش تا جای ممکن وارد فرعيات زندگيم می‌شه. خوب خيلی دلم می‌خواد جدا از نتيجه خوب تيمی بتونم خوب کار کنم. کاری که در جام‌های قبلی تا حدودی انجام دادم ولی حقم خورده شد. ولی اين تو بميری از اون تو بميری‌ها نيست! حالا اگر بهترين بازيکن جام نشم بايد حداقل جزو چند تای اول باشم. اگر نشد بهترين بازيکن تيم هم بشم خوبه؛ اگر باز هم نشد، جزو بهترين های تيم بايد بشم. اگر اين هم نشد، بد نيست فقط تو تيم اصلی باشم؛ اگر اين هم نشد کاش بذارن رو نيمکت بشينم؛ که اگر اين هم نشد اميدوارم بذارن برای تيم آب بيارم!! اميدوارم به آخری برسم که در غير اين صورت بايد براشون بوق بزنم! راستی اهواز جای ديدنی چی داره؟

 

از اين که ورزش در ايران اين قدر بی اهميته کلی اعصابم خرده. خودمون رو کشتيم تا جنابان رؤسای دانشگاه تيم رو بفرستند. ديگه آخرش بی‌خيال شده بوديم که گفتند باشه. راستش نود درصد اين نقش رو من ايفا کردم اونم به خاطر رابطه خوبی که با رئيس تربيت بدنی داشتم . رفتم پيشش با لحنی تو مايه‌های تهديد بهش گفتم اگر نفرستی با بچه‌ها صحبت می‌کنم تيم منحل بشه ، تازه بايد مربی رو هم عوض کنی. فرداش اومديم ديديم که بله به قول ترک‌ها ، حَلَّ دی! ولی بيچاره کلی منت مقامات بالا رو کشيد! و اين چنين بود که من مسئوليت دارم که تيم نتيجه بگيره که البته خيلی بعيده!!! اما خوب نکته جالب ماجرا اينه که همزمان با ما از قسمت بسيج دانشگاه يک اردو برای بازديد از مناطق جنگی در همون حوالی اهواز گذاشتند که کلی ريخت و پاش داره و چند ميليون خرجش می‌شود. آن ها را با سلام و صلوات می‌برند و کلی حال می‌دهند، اون وقت ما بايد خودمان رو بکشيم!

 
چند دقيقه پيش کنار رود کارون بوديم. تو شب با يه هواي لطيف و باد خنک و اين جور حرف ها .آخ که چه حالي مي داد آد بره تو مغاک انديشه و در بحر مکاشفت مستغرق بشه!

| dordikesh | March 10, 2004 10:29 AM
پيغامی چند

سلام الان تو چه مرحله اي هستيد؟ اميد به قهرماني همچنان درت هست رفيق:)

kimia | March 12, 2004 11:20 PM

سلام رفيق خيلي ممنون كه بهم جواب دادي ولي موضوع اينه كه من توي رولينگ عضو شدم اونم يه چيزي فرستاده به ميلم كه شبيه كد نيست. بعدشم من كجا برم لينك بذارم تو كدوم قسمت. ببخشيد كه اينقدر خنگم ها!

بدون اسم | March 12, 2004 12:40 AM

سلام با خبر هاي خوب منتظر برگشت هستيم.
موفق باشي و بهت هم حسابي خوش بگذره.

kimia | March 11, 2004 08:09 PM

سلام رفيق قديمي ...سلام منو به كارون برسون ...

غزال | March 11, 2004 07:47 AM

لب كارون دارام دادام من همين قدرش رو بلدم!

banoo | March 10, 2004 10:50 PM

خوب معلومه که ناراحت شدم. مگه من دل ندارم؟

ديدنيهای اهواز يکی رود کارونه (که ديدی)، يکی کرخه (طولانی‌ترين رود ايران)، ديگه... خيابون نادری، ويرانه‌های شوش در ۱۲۰ کيلومتری شهر (اگه وقت داشتی)... ديگه زياد چيزی يادم نمياد. آخه اون موقعها از بس که دنبال ديد و بازديد فاميل بوديم وقت جهانگردی نداشتيم!

پانته‌آ | March 10, 2004 09:57 PM