در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

February 29, 2004

مملکت اسلامی اسلامی

اين جا ايران است ؛ ايرانی مثلاً از نوع جمهوری اسلامی يا به قول يکی از دوستان، قم‌حوری اسلامی! برابر هفتم محرم سال 1424 مصادف با 8 اسفند سال 82. اينجا (يعنی تبريز) اين محرم را خيلی جدی می‌گيرند. عموماً عمليات دسته روی! روز تاسوعا شروع می‌شود و عاشورا تمام ، ولی اين‌جا از همان اول محرم شروع می‌کنند تا در روزهای نهم و دهم به اوج برسد. شهر کم خاکستری رنگ بود با پار‌چه‌های‌سياهی که اين طرف و آن طرف چسبانده‌اند به سبزه هم آراسته شده! با توجه به اين که عيد نزديک است و درس‌های دانشگاه چندان جدی نشده آدمی را هوس آن می‌شود که دم به دم برود بيرون، هم‌چنان که ما ! با بچه‌ها رفته بوديم بيرون و علی‌رغم محرم زدگی شهر ما به آنجايمان هم نبود و مشغول گشت و گذار بی‌هدف اما با هدف بوديم!!!!! و ديديم که هر چه به شب نزديک‌تر می‌شويم احساسات درونی مزخرف‌تر می‌گرديم. و اين گونه بود که پيشنهاد يکی از دوستان مبنی بر نوشيدن آب ‌شنگولی در محرم بسيار مقبول افتاد! در قدم اول می‌بايست چيزی برای نوشيدن تهيه کرد که مسئولش من شدم : (تلفن)

- سلام علی جکسون !
-....
- ويسکی داری؟
- ...
- بابا ما که مشتری هستيم ارزون حساب کن ! دانشجويی !!
- ...
- باشه فلان جا ! ساعت فلان!

به همين راحتی! حالا تهيه مزه. دوستم رفته تو مغازه
و ماست و نوشابه (سودا) می‌خرد و از مغازه‌دار می‌پرسد :
- ديگه چی می‌خواد؟
- چيپس هم بايد بگيری !!!!!

به همين راحتی! بعد ديديم ضيافت توی محرم بايد درست و حسابی باشد. به قول معروف ، گر جهنم می‌روی مردانه رو! برای همين چون دوستم در خانه ، حياط + منقل داشت بند و بساط کباب هم راه اندختيم و با هم راهی خانه او شديم که يکی از خفن‌ترين و متعصب‌ترين محله‌های تبريز هم بود. جای همگی خالی دور منقل نشستيم و به سلامتی رهبر نوشيديم و پنجاه متر آن طرف‌تر ملتی مشغول دسته روی بودند يا حسين و يا ابوالفضل می‌گفتند!
 و ما حال می‌کرديم! اميدوارم هميشه مشروبات ممنوع باشد تا خوردن اين ‌گونه‌اش بيشتر حال بدهد!

به همين راحتی ! در مملکتی که کباده اسلام را می‌کشد و آن جای خود را برای امر به معروف و نهی از منکر جر می‌دهد می‌شود به آن‌جايشان خنديد! بله به همين راحتی! جالب ترين چيزی که توجهم رو جلب کرد هنگام سلامتی فرستادن بود و آوردن اسم حاضران جمع : مهدی ، محمدرضا ، امير علی و باز هم علی (غير از اسم بنده) همه‌ی اسم‌ها تلفيقی از اسم امامان بود. لعنت بر هر چه ... .

خلاصه در محرم و صفری که به قول خمينی (خُم‌مِی‌نِی) اسلام را زنده (زن‌ده)  نگه داشته است ، به واقع ما در همين راستا عمل کرديم. (نتيجه‌ی استفاده ابزاری از دين و اشتباه گرفتن هدف دين يعنی خدا و [...] بازی آخوندها که بدون هيچ گونه دليل منطقی و بر خلاف قرآن مشروبات را حرام اعلام کردند!)

ايزد از ساغر سرشار نوشتان دهاد !

| dordikesh | February 29, 2004 02:04 AM
پيغامی چند

آقا لذت شديدي برديم . نوش. دوستان به جاي ما. با كلام مقدس:"چون جهنم مي روي مردانه رو" هم شديدا موافقم.

مجنون | March 1, 2004 07:30 PM

اقا گواراي وجود.ان شاالله محرمماي بعد رو بيشتر عزاداري كنيد;)

banoo | February 29, 2004 11:47 AM

حالي بردين ها ... در اين ديار كه جز آب شير پيدا نمي شود! :(

DayDaD | February 29, 2004 11:04 AM

kafar shodee.baba bikhial....midonam chee migee az bas narahatee o ghame ke adam ghat mizane.vali ina bekhater eslam nist .be khater in az khoda bikhabarast ke zendegi ro be mardoom sakht gereftan!

mojgn | February 29, 2004 10:49 AM