
چند روزيه که سرگرم غرفه داری در نمايشگاه (ICT (Information Communication Technology در تبريز هستيم. البته نمايشگاه به مناسبت هفته پژوهش برگزار شده و در سطح شهر با عنوان دستاورد های فناوری استان براش تبليغ . نمايشگاه بدی نيست ولی به قول معروف به هر جزئی ز حسن او قصوريست. اوليش مربوط به تبليغاته. مثلاً در همون تبليغات سطح شهر روی پارچههای بسيار بزرگ نوشته شده ، دستاوردهای فن آوری!!؟!؟ من نمی دونم فن آوری چه معنايی می تونه داشته باشه که اين ها با اعتماد به نفس به جای فناّوری استفاده می کنن. مشکل دوم دوری بيش از حد نمايشگاه هست که باعث قلت مراجعه کنندگان شده. مشکل بعد مربوط به غرفه دارانه. جدا از غرفه داران دانشگاهی، هفتاد درصد غرفهها هيچ ربطی به پژوهش و امثالهم ندارن. مثلاً در يه قسمت يه سری تابلوهای نقاشی گذاشتن. هر چی فکر کردم ربطش رو به فناوری درنيافتم! مثلاً غرفههايی مثل کانون ايرانگردی و جهانگردی (که البته به درد من خورد و عضو شدم!) يا کاگزاری بورس و يا کتابفروشیهايی که فقط کتاب های عشقی به علاوه کتابهای کنکوری داشتند چه ربطی به پژوهش و فناوری دارن من نمیدونم. بيخود نيست که از نظر تحقيق و پژوهش در سطح کشورهای خليج فارس مثل قطر و بحرين و ... هستيم!!!!! (لعنت بر ... )
ما هم که اونجا بوديم محوريت کار روی يه نفر بود که بيشتر از اين که دنبال نمايش کار تحقيقاتی دانشگاه باشه به دنبال کسب مشتری برای خودش بود که البته موفق شد يه قرارداد خفن با يه شرکت خفن (ترجيحاً اسمش رو نمیگم) ببنده. من هم بايد دنبال پاچهخاريش باشم تا من رو هم وارد کار کنه. حاضرم از جنبههای ماديش بگذرم (که خيلی هم کلانه) ولی وارد پروژه بشم که چيز ياد بگيرم. کجای دنيا يه همچين دانشجويی پيدا میشه؟!
حالا تو اين مدت دو تا از مقامات کشوری هم از غرفه ما ديدن کردند. يکيش استاندار آذربايجان شرقی و ديگری نمايند مجلس. اولی کاملاً آدم آگاهی بود و آثار تحسين در چهرهاش هنگام توضيحات ديده میشد. ولی دومی، جناب اعلمی (از نمايندگان فعال اصلاح طلب) انصافاً هيچی بارش نبود و خنگ تشريف داشت. الکی گوش میکرد و حاضرم شرط ببندم سادهترين لغات انگليسی رو که دوستم براش میگفت نمیفهميد. بعد برای اين که سريع از معرکه فرار کنه از دوستم پرسيد بچه تهرانی؟ اونم گفت آره. بعد هم از منطقه زندگيشون پرسيد و وقتی هم جواب شنيد مثل اين آدمهای احمق گفت بچه مايه داری پس و با خنده مزخرفی رفت! حالا هم چين افرادی میخوان برای ما وزارت پست رو استيضاح کنن که چرا سايت فيلتر میکنی!! يارو نمیدونه کامپيوتر چی هست چه برسه به اينترنت. همين جوری مملکت خر تو خر میشه و وزير پست در صحن مجلس میگه ما فيلتر نکرديم ، صدا و سيما فيلتر کرده. آخه مزخزفها صدا و سيما رو چه به فيلتر اينترنت. چه معنی داره. در غم اين فاجعه اگر مسلمانی بميرد من او را ملامت نخواهم کرد(امام دردیکش).
به سرم زده منم برم برای کانديداتوری مجلس اين دوره اقدام کنم. من چيم از حسين درخشان کمتره! تازه اگه انتخاب بشم به عنوان جوان ترين نماينده میشم جزو هيئت رئيسه موقت. حداقل حسن نماينده مجلس شدن جدا از جنبههای مادی اينه که موبايل آدم Private Number میشه و به راحتی ميشه مزاحمی زنگ زد و روی بعضیها رو کم کرد!!!
به هر حال سرگرمی بدی نيست غرفه داری. نمايشگاههای خارج از تهران به درد لای جرز میخوره. امیدوارم نمايشگاه هفتم دی تهران (اگه اشتباه نکنم) خوب از کار دربياد! کسی نمیخواد قرار وبلاگی بذاره ، بعد من شرکت نکنم!