در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

October 10, 2003

تقديم به جامعه فيمينيستی!

برای فيمينيست‌ها که صفا کنند
اگه دقت کرده باشين در جامعه وبلاگ‌شهر کم نيستند افرادی که دم از فمينيسم و امثالهم می‌زنن! راستش رو بخواين با غالبشون مشکل دارم. حالا می‌گم چرا!!

بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند زن‌ها خوبند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند زن‌ها بد نيستند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند مردها بد هستند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند زن‌ها از مردها بهترند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند مردها بهتر از زنان نيستند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند زنان از مردان کمتر نيستند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، تا بگويند زن و مرد برابرند ولی حقوق زنان رعايت نشده است.(تنها مورد معقول)
بعضی‌ها فيمينيست هستند، چون ديشب با شوهرانشان دعوا کرده‌اند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، چون از شوهرشان طلاق گرفته‌اند.( و صدالبته مقصر آن‌ها نبوده‌اند)
بعضی‌ها فيمينيست هستند، چون دوست پسرشان به آن ها خيانت کرده است!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، چون در ايام کودکی زياد اين را شنيده‌اند که دخترها پنيرند، دست بزنيد می‌ميرند!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، فقط برای فرستادن سيگنال عشق و دوستی (طبعاً عناصر ذکور و برای پاچه‌خاری يا همون [...] )
بعضی‌ها فيمينيست هستند، فقط برای اين که بگويند ما هم هستيم!
بعضی‌ها فيمينيست هستند، شايد چون اسمش قشنگ است يا احساس می‌کنند کلاس دارد!
بعضی‌ها اگر فيمينيست نباشند ، چه باشند!

چيزی که مسلمه اينه که هدف اين فيمينيستان اصلاً واحد و يکپارچه نيست! يعنی هر کدوم از ظن خودشان يار شده‌اند و قضيه رو لوث کرده اند. به شخصه فکر می‌کنم کسی که کباده‌ی فمينيسم می‌کشه قبول کرده که زنان برابر با مردان نيستند و حالا بايد جبران کنن! در حالی که فکر نکنم اين جوری باشه! حتی در جامعه مردسالار ما هم همواره احترام به زن بوده و هست. فکر نکنم بحث برتری اصلاً جالب باشه. به نظر من از جمله حرف‌هايی که در اين زمينه بايد زده باشه اينه که چرا رهبر انقلاب مردمی!!!! ما بايد کسی باشه که در دوران قبل از انقلاب سابقه مخالفت با حق رأی زنان رو داشته. اون موقع زنان کجا بوده‌اند؟! چرا اين افراد بايد جامعه‌ای به وجود بيارن که بسياری از زنان بی‌سرپرست مجبور به تن‌فروشی بشن؟!؟ و خيلی از اين چراهای ديگه! ولی می‌بينيم در اين وبلاگ‌ها که مثلاً بررسی می‌کنن که در گذشته زنان اين جوری بوده‌اند الان اون جوری شده‌اند ، پس زنده باد زن و مرگ بر مرد و ... و حرف‌های صدتايه‌غاز ديگه! جالب اينجاست که اين حرف‌ها رو می‌زنن بعد مستقيم يا غيرمستقيم می‌گن که وظيفه مرد هست که خرحمالی کنه و خرج خانواده رو بکشه و ... .
تنها پيشنهادی که می‌تونم بکنم اينه که اين افراد به جای کل انداختن برای اثبات برتری يکی از طرفين سعی کنن اون قدر به حساب بيان که وقتی می‌بينن در حق کسی اجحاف می‌شه قدرت دفاع ازش داشته باشن. نه که حرص بخورن و فمينيست بشن! خودشون بهتر زنان بزرگ تاريخ رو ميشناسن که به جای حرف، عمل کردند!

پی‌نوشت: خوب همين الان بهم خبر دادند شيرين عبادی جايزه صلح نوبل گرفت!! خوب مبارکه به خصوص برای فيمينيست‌ها!! (چه جالب که دقيقاً مصادف شد با نوشته فيمينيستی من!!! يه چيزی میگن: شاهد از غيب و ...!)هر چند خيلی عاليه ولی اميدوارم ايرانيان اعم از زن و مرد به زودی جايزه‌ نوبل غير از صلح رو بگيرن!

| dordikesh | October 10, 2003 07:40 PM | بـازتــاب
پيغامی چند

گفت: همه فمينست اند..ولي بعضي فمينيست ترند!!!

Jalal S | October 13, 2003 01:09 PM

سلام. گفت: همه فمينيست اند..ولي بعضي ها فمينيست ترند!!!

Jalal S | October 13, 2003 01:05 PM

فمنيستها ساختار و تشكل منسجم و ساخت يافته اي دارند(البته خارج از مرزهاي ايران)وهدف آنها اعاده حقوق زن است.

halaj | October 12, 2003 02:29 AM

درود بر زيبا. اساس را بايد بر مثبت نگري و احترام قرار داد كه اكثر فمينيست ها چنين نمي كنند.

سينا | October 11, 2003 09:35 PM

اى بابا ... نشده يكى بياد بگه من ميمينيستم! :)

دی داد | October 11, 2003 08:02 PM

سلام.من با اين موافقم كه زن و مرد با هم برارن و هيچ كدوم بر ديگري برتري ندارن.همين.اما تو جامعه ما همينشم رعايت نمي شه.آخه اين قدر هم بي انصاف نباش.خداوكيلي زنها تو ايران از مردها بدبخت ترن.

nasim | October 11, 2003 06:34 PM

فكر نكنم ما در موضوعي با هم توافق نظر داشته باشيم.

ghorbatee | October 11, 2003 05:38 PM

ببخشيد اسممو ننوشتم به عبارتي هر 3 اين پيام ها رو من نوشتم كه در دومي اسمم رو يادم رفت بنويسم

kimia | October 10, 2003 11:37 PM

زنده باد تلاش انسانهای آزاد انديش و خوشحالم که خانم شيرين عبادی نيز به اين حق نائل آمدند و وقتی فهميدم فردی برای اولين بار در ايران به جايزه نوبل رسيدن جز اشک شوق و اعتراض کاری انجام ندادمت شوق برای گرفتن اين جايزه بزرگ در جهان آدميان و اعتراض که چرا حتی يکبار هم این خبر مهم جهانی از تلويزيون ايران پخش نشد من زياد تلويزيون نگاه نمی کنم اما امروز من خيلی اخبار ها رو دنبال کردم متاسفانه خبری نشنيدم واقعا جز ندامت چيزی نيست که بگم چرا من الان در خانه ام نشستم در حالی خيلی از دوستان من بی خبر هستند به علت عدم دسترسی به اينترنت واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

| October 10, 2003 11:35 PM

سلام آفرين ...آفرين...آفرين تو اين همه بحثهاي سوالي كه از پيدايش فمينيست است تو با اينكه زيان گفتاريت هميشه ساده و روان هست خيلي زيبا بيان كردي.واقعا جالبه جايگاهاي اظهار فمينيست بودن هايي كه بيان كردي خيلي زيبا و صد البته جالب بود. با اينكه من هم يك خانم هستم هميشه و به شدت از جامعه فمينيستي و افرادي اينچنيني انتقاد كردم ،هميشه معتقد هستم كه بايد راهي براي رهايي از فمينيستي پيدا كرد چون دقيقا همون طوري كه خودت گفتي فمينيست بودن يعني نبودن تساوي حقوقي بين زن و مرد و جالبه با اين ذهينيت اين افراد به دفاع از فمينيست مي پردازند ومثلا ماجراي خانم افسانه نوروزي نمونه آشكار اين قضيه بود همه فكر كردند من دارم دفاع مي كنم از زنان و همون فمينيست بازي ها واقعا ناراحت شدم كه چرا هيچ وقت قرار نيست مسائل رو از همه تميز قائل نشيم من با دليل و مدرك گفتم حق زنان در حكومت اسلامي داره اجحاف ميشه و اصلا ربطي به فيمينست نداره من هيچ كسي رو متهم نكردم جز رژيم رو. همونطور هم كه به يكي از خواننده هام گفتم اون مرد هم اگر زنده بود مجازاتش اعدام نبود بلكه مرگ به طريق وجدانش بود كه همون حبس ابد هست و من با سنگسار و اعدام همون مجازات هاي اسلامي مخالفت كردم...و اينكه چرا دفاع از ناموس در اين حكومت ارتجاعي بايد اعدام باشه......به هر حال من نه فيمينيست هستم و نه از جامعه فيمينيست دفاع مي كنم چون هيچ كسي در اين پايمالي حق ها(چه مرد و چه زن) در ايران گناهي ندارند جز فرهنگ سازي سنتي و مقداري اسلامي به وسيله سردمداران فعلي و و اسلامي (قرآن و غيره...)به هر حال ببخشيد يه جور هايي هم درد و دل كردم اما خب بي ربط هم به موضوع ات نبود. اما در مورد آخرين پيشگويي هات برو همين الان سريع در همون ليست بنويس كه زدي به خال...هورا ....به اين حس ششم هات. جالب اينكه انقدر من معادلات رياضي ام وضعيتش اسفبار هست كه اگه بهم نمي گفتي من خودم بهت مي گفتم آفرين آفرين راستي از كجا فهميدي مگه باز سوتي دادم؟؟؟؟؟من خيلي احساس مي كنم دارم از مرزم و اندازم خارج ميشم اما واقعا نمي دونم چرا من با تو فقط اينجوري ام واقعا برام سوال برانگيز هست اين هم شايد يه جورايي به دوقلو هاي افسانه اي ووو حس هاي ششم ووتله پاتي هاي اخير بي ربط نباشه به هر حال خواهش مي كنم اين هار و به حساب چيز ديگه اي نذار چون كاملا دوستانه و صميمي هست و خواهش مي كنم اگر باعث ناراحتي ات ميشه به من بگو چون من كاملآ رك هستم و انتقاد پذير چون مي دونم اگه انتقاد كني كاملا حق داري:))))) فربانت كيميا

kimia | October 10, 2003 10:53 PM