
آقا عجب دنيايیه اين خزر شهر و البته باقی شهرکهای شمالی. حتماً عکسهاش رو در سایت روزی دات کام ديدين. قبلاً هم يه مطلبی در موردش نوشته بودم! راستش اين چند شب رو اون جا پلاس بودم، اون قدر که بعيد نيست به زودی عکس من رو هم اون جا بذارن. البته عمراً آدم تابلويی نيستما! همين جوری در طی مدت حضورم با وقايع جالبی روبه روشدم که با اجازتون صحبتی نمی کنم ازشون . چون ممکنه به جرم ترويج فحشا و فساد بعدها در دادگاه عليه من استفاده بشه!!! ولی با خودم گفتم چه جالب می شد اگه کسی حال داشت يه گزارشی و يا حتی وبلاگی در مورد اين شهرک های شمالی ايران می نوشت. آدم وقتی جامعه رو می بينه که بعضی ها به نون شبشون محتاجند و بعد مياد ماشين ها و تريپ های آدم های موجود رو میبينه اصلاً یه جوری میشه. طرز برخوردها و اهداف و ... همه جای بحث دارن! انگار آدم های اين جور جاها رو خلق کردند که خوش بگذرون و با جنس مخالف مراودات داشته باشن و البته از پول باهاشون بخرجن!!! و با اجازتون از همچين آدم هايی اصلاً خوشم نمياد. احساس می کنم برای جامعه مضرند!
هميشه هم اين جور مواقع کلی بازيگر و خواننده (طبيعتا از نوع پاپ) به اين مکان ها تشريف ميارند و فعاليت هايی نيز می کنن اون قدر که یکيشون به يکی از آشناها شماره داده بود. امسال هم چند بازيگر در پيت اومده بودند!!! حيف که ارزش هيچ کدوم به اندازه ای نيست که اسمشون رو بيارم. ولی اون بچه پررو دروغ گو ، همونه که صداش تو تريپ لوله بخاريه و می گه : ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه P:!!
البته اين شهرک های ساحلی به نوعی باعث اشتغال زايی هم ميشن. اول اين که رستوران های اون جا همه چی رو قيمت سرگردنهای و به اندازه خونتون میدن. نمونه بارزش يه قوری چايی 1000 تومن يا قليون مزخرف ميوهای 25000 تومن. اصلاً يه چيزيه. خوب ملت هم در همين سه ماه + عيد، پول کل سال که مورد نيازشون باشه رو تقديم می کنن!
يه همچين حالتی هم برای بسيجیها و امثالهم هست که اين جور مواقع سنگ ناموس مملکت رو به سينه میزنن. هی گير میدن و به نوعی به قول خودشون از مملکت علی!! حفاظت می کنن! البته مشکل همشون با چند برگ سبز ( تحفه درويش) حل می شه! و اصلاً هدفشون هم همينه!!!
روش های مناسب برای رشوه دادن : (البته وقتی سوار ماشين هستين)
بهترين و تنها روش مؤثر اينه که وقتی طرف ازتون کارت گواهی نامه يا شناسايی خواست چند برگ بذارين زيرش . البته اگه کارت ماشين هم خواست ميتونين اقدام کنين! اگه اين کاره بود که ميگيره. اگر هم نبود بگين پول زيرش چسبيده بود. دوستان من يه بار همين کار رو کردند. البته فقط هزار تومن. يارو گفت تعداد ما زياده و بيشترش کن . اونم همين جوری داشت میگذاشت کف دستش، گفت اين جوری نه. بذار زير همون گواهی نامه!!!!!! ( من مرده شرم و حياشون هستم)
کاش زودتر اين رو بهم میگفتن تا مثلاً اين موقع گرفتار نمی شدم!!!!
حالا حتماً میگين چرا خودت میری. اولين دليلش اينه که دوستان گير می دن بيا. دوميش اينه که از خونه نرم بيرون چشمام می ترکه از پشت کامپيوتر نشتن! و سوميش هم اينه که بالاخره يکی بايد باشه اون جا تا ببينه مملکت دست کيه و توضيح بده!!!
تو چشم و گوش ملتي :)) آفرين
سولانژ | September 26, 2003 02:33 PM