در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

August 10, 2003

فريدون فرخزاد

از موقعی که کتاب «به سوی کاميابی» آنتونی رابينز رو خوندم روی زندگی گدای محلمون هم فکر می‌کنم تا اگه موفقيتی کسب کرده ازش الگو برداری کنم. سر همين قضيه يه بار با شخصی بحث می‌کردم که از حرف‌هام ديوانه شد. می‌گفتم که با تمام انزجاری که از امثال مصباح یزدی و سعيد امامی دارم ولی به نظرم افراد بزرگی هستند . چون ابزار موفقيت رو دارند که به اينجا رسيدند. کيست که شک داشته باشه هيتلر آدم نابغه‌ای بوده. اين ها رو می‌گم تا توجيحی باشه برای صحبت از زندگی فريدون فرخزاد ( 1944-1992) که شناخت مردم از او در سطح يک show man بيش نيست! چون اول که خواستم بنويسم ديدم شايد ارزش نداشته باشه. می‌خوام بگم من فقط از جنبه ابزار موفقيت در انسان دارم صحبت می‌کنم نه قصد بزرگ‌نمايی دارم و نه عکسش!
تا قبل از ظهور پديده ماهواره، یعنی موقعی که تو ايران داشتن ويدئو هم شق‌القمر بود ، خيلی بايد خوش شانس می‌بودی تا تصويری از فريدون فرخ‌زاد می‌ديدی. اون موقع هميشه از همه می‌شنيدم که آدم خيلی لوسی هست. من هم که فقط يک شو ازش ديده بودم موافق بودم. تا اين که شنيديم که بله ترورش کردند. بر همگان مسلم بود که ترور از جانب جمهوری اسلامی سازماندهی شده بود. گذشت و گذشت و شخصيتش در نظرم گنگ تر شد. تا اينکه به لطف ماهواره می‌ديدم که هر وقت صحبت از فريدون فرخ‌زاد می‌شه همه با تحسين و حسرت از مرگش ياد می‌کنن! کم‌کم بود که فهميدم بله اين بابا رو اين خوانندگان فعلی حق داره. جدا از اين که معروف‌ترين مجری و شايد بهترينش بوده ، 60-70 درصد خوانندگان فعلی رو هم اون معرفی کرده و به نوعی ساختتشون! و کلی آهنگ ساز و خواننده تحويل داده.
صحبت‌های سياسيش هم شنيدم. اشکالش اين بود که بی روند به آخوندها فحش می‌داد و حرف‌هايی که تلويزيون‌های لس‌آنجلسی تازه دارن می‌گن ، اون ( حتی اگر موقع مرگش رو بگيريم) 11 سال پيش می‌گفت. اشکالاتی که به حرف‌هاشون وارد می‌کرد کاملاً به جا بود. تو صحبت‌هاش ديدم که آدم با شعوريه. یعنی يه چيزايی بارشه. تا از زبون خودش شنيدم که دکترای حقوق از دانشگاه مونيخ آلمان داره. برام جالب تر بود که پدر نظامی داشت و خواهری به نام فروغ فرخ‌زاد که بی‌شک از بزرگ ترين شاعران معاصر ماست. می‌گفت پدرش شديداً با کارش مخالف بود ولی اون ادامه داد . به قول خودش : رو مسخرگی پيشه کن و مطربی آموز/ تا داد خود از خلق ستانی. ياد حرف کنفسيوس افتادم در رابطه با انتخاب و پيشرفت انسان. امثال او کم نيستند : بيل گيتس( رئيس مايکرو سافت و دانشجوی اخراجی) و ... . خوب آدم بايد بدونه می‌خواد چی‌کار کنه. اون هم همين کار رو کرد و الان شده شخصيتی ماندگار که زمانی برای خودش برو و بيايی داشت. در وصفش همين بس که دولت جمهوری اسلامی او را ترور کردو هم رديف افرادی چون سعيدی سيرجانی و ... قرار گرفت.
بازم می‌گم من معترفم که برنامه‌هاش رو به خصوص در مواجهه با جنس مخالف بسيار لوس اجرا می‌کرد (و من هم از اين تريپ افراد متنفرم). خوب شايد اون موقع اين‌جوری می‌پسنديدند وگرنه معروف نمی‌شد!! می‌گفت اولين مردی بود که عکسش رو در مجله زنان چاپ کردند. اين نشونه محبوبيتشه ديگه. خودش هم خواننده بود، هم شاعر بود . آهنگ معروفی هم داره به نام «شب بود بيابان بود زمستان بود» که به شخصه خيلی ازش خوشم مياد.
در هر حال اعتراف می‌کنم يکی از اجراهای فوق‌العاده گرمش رو اخيراً ديدم. خيلی حال کردم. و حسرت خوردم که چرا بايد جمهوری اسلامی که اين همه کباده قدرت و نفوذ و ... رو حداقل در کتاب‌های درسی ما می‌کشيد اين قدر بدبخت باشه که يک هنرمند (که مثل بقيه با مادرش قهر نکرده و بياد خواننده بشه) رو به خاطر حرف هاش در اون ور آب‌ها ترور کنه . تازه اون موقع که ماهواره‌ای نبود!!!
راستی در همون اجرا در مورد خواهرش فورغ هم صحبت کرد. بايد گفت : صحبت از فروغ زياده. متأسفانه يا خوشبختانه تعداد افرادی که سنگ امثال فروغ و شريعتی رو خيلی کورکورانه و برای جلب توجه بزنن زياد شده. در هر حال صحبت خواهر رو از برادر شنيدن خيلی جالب بود. برادری که خودش شاعره و چيزی بارشه! موقع صحبت از او سرتاپا تحسين شده بود. انگار که که داشت حرف‌های خود فروغ رو از پشت پرده می‌گفت. من که اين جوری فکر می‌کنم.
می‌گفت فروغ اولين شاعری بود که در کشور ايران - ايرانی که همواره مرد سالار بوده و هست - جسورانه صحبت از عواطف درونی کرد. گفت شانزده سالش بود و که شعر «گنه کردم گناهی پر ز لذت» رو گفت ( دست بر قضا تنها شعر فروغ در آرشيو وبلاگم هست. لينکش) و اون موقع متهمش کردند که فاحشه هست. بعد که يواش يواش بزرگ شد و پخته شد . شعرش هم بنا به مقتضيات سنيش از توصيف مرد، به عرفان گرائيد و به قول خودش مثنوی وار. من که اين ها رو نمی‌دونستم. برام جالب بود. کاش می‌شد اون حس زيبای برادر در وصف خواهر رو می‌تونستم اين جا منتقل کنم!

در هر حال بايد تحسينش کرد حداقل به خاطر اين که در هنرمندان فعلی کم داريم افرادی که تحصيل درست و حسابی داشته باشن. چه برسه که دکتر باشن!!!!

اين هم لينک مصاحبه فريدون فرخزاد با شهره (صوتی) برگرفته از وبلاگ امير

| dordikesh | August 10, 2003 02:11 AM | بـازتــاب
پيغامی چند

salam
man mitoonam dstoor anvaee tokhmemorgh nimro ro barat befrestam;)

banoo | August 11, 2003 07:12 PM

salam.khoobie?chera dige be man sar nemizani.weblog e jalebi dari?matnaye jaleb o motenave i minevisi.movafagh bashi.

nasim | August 11, 2003 04:09 PM

salam , sharab , talkh , khob bayad jaleb bashe, mikhunam baad minazaram,shad bashi ....sahel aram

من و دوست پسرهام | August 11, 2003 01:11 PM

salam
khubi?az honarmandane faramoosh shode gofti.mozali ke irane ma be an dochar ast.harfi baraye goftan nist.iran khod hamegi sokhan ast.rasti be in adresi ke behet midam hatman yek sar bezan ke dar an yad yeki az bozorgane faramoosh shodeye honare iran shode ast.
hamishe abi bemani dooste aziz.
dar panahe hagh.http://h1556s.persianblog.com/

sara | August 11, 2003 10:30 AM

سلام نازنین! عرض شود که بی سوادی مثل من که متن نکته دار نمی نویسد! پس بی خیال! دوم تر (!) آن که امتحانها..... همین!!!!!

جلال | August 11, 2003 09:47 AM


سلام منم حروف ها همش قاطي شره. man az forok kili kosham miad mamnonam kh drbarosh nevhshti BOY

ناشناس | August 11, 2003 01:33 AM

dorod

Taraz | August 10, 2003 06:14 PM

مرسی به من سر زدی دوست خوبم.

pargolak | August 10, 2003 06:10 PM

سلام ...با حرف هات کاملا موافقم در مورد ننوشتن وبلاگ ها در جمعه واقعا بی فایده شده این گونه حرکت های سمبولیک .راستی یادم رفت بگم آره اون دانشجو همونhttpاست خیلی می ترسم کامنتهای ایشون برام مشکل ساز بشه

kimia | August 10, 2003 09:53 AM

سلام ...با حرف هات کاملا موافقم در مورد ننوشتن وبلاگ ها در جمعه واقعا بی فایده شده این گونه حرکت های سمبولیک .

kimia | August 10, 2003 09:53 AM

سلام جالب بود توصیفت در مورد یکی از بهترین مجریان و کمدین های ایران من هم چندین اجر از اون رو دیدم و واقعا لذت بردم چون خیلی هنرمند بود در به خنده وادار کردن مهمانان. از فروغ من یک سری نامه دارم که به فریدون فرخزاد نوشته که حتما این نامه ها رو برات می فرستم تا با گفتگوی این این خواهر برادر بیشتر آشنا بشی. با سپاس

kimia | August 10, 2003 09:51 AM