در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

August 07, 2003

وبلاگ جديد

بچه شکمو
داشتم يکی از نوشته‌های دوران امتحاناتم رو می‌خوندم. ياد يکی از کارهايی افتادم که اون موقع می‌خواستم انجامش بدم که همانا تاسيس وبلاگ آشپزيست!!!! البته فقط غذاهای دانشجويی و فوری و منطبق بر اصول گشادی. راستش آدمی هستم متهم به گشاد بودن ولی اين اتهامی بيش نيست. چون من صرفاً در کارهايی که ديگران بهم می‌دن مشکل دارم؛ و در امورات خودم هم چون قرقی کار می‌کنم. راستش دستور پذيری کمی دارم و نيز در دستور دهی بی استعدادم. از طرفی چون من نمی‌تونم از اعضای خانواده يا دوستان کمک بگيرم بايد دست به دامن آشنايان وبلاگی بشم. يادمه اول که رفته بودم تبريز ، هر جا اطلاعيه برای کارمند زن می‌دادند همه از واژه دوشيزه استفاده می‌کردند تا اين که يه بار اصلاً گفته بود، به يه دوشيزه قد بلند [ خوشگل و ... ] برای فلان کار نيازمنديم!!!! برای من فرق نمی‌کنه همه جوره پذيراييم حتی سبيل کلفت! پيدا نشد خودم 100 نوع املت توش آموزش می دم. اصلاً می‌شه فقط ديگران بفرستن من بذارم تو سايت. شايد مسخره باشه ولی به نظرم لازمه. چون دانشجوهای تازه نمی‌دونن چه جوری با روزنامه و آجر برنج دم کنن!! بازم تاکيد می کنم فقط غذاهايی که با دوران دانشجويی بخوره. يه چيزی مثل فسنجون يا پر دنگ و فنگ تر از اون برای دانشجو مسخره‌است. از قديم گفتن فلان گشاد و آب هندونه!!! يا فلان گشاد ، مايه نشاط! خود من خسته شدم از بس تخم مرغ خوردم. خوب شايد ديگران ايده بهتر داشتند ميذاريم تا مرجعی باشه برای دانشجوها و هم مجردها. هر چند خداييش عنصر تخم مرغ حذف نشدنيست و به قول يکی از بچه ها : تخم معمول ، تخم مرغ داريم!
ازهمين الان دنبال اسمم. با توجه به اسم ميکده ، فکر کنم بايد يه چيز مربوط باشه. مثلاً مزه ! حالا موندم چه جوری اين وسط اسم آب هندونه رو بيارم تا ماهيتش مشخص بشه!!!!

راستی يکی نيست بگه دل خوش سيری چند؟؟

| dordikesh | August 7, 2003 12:49 PM
پيغامی چند

سلام ....واقعا خوشحال ميشم می بينم کسايی هم پيدا ميشن که با موسيقی اصيل ايران زندگی می کنند وبا اون سرمست هستند.....

alireza | February 18, 2004 12:53 AM

سلام به همه دانشجویان مخصوصا کام÷یوتریها

شبنم | November 26, 2003 08:21 PM

I Need contact with MR shajarian please help me thanks a lot.

reza sadeghi | September 9, 2003 12:21 PM

سلام آره می تونم برات ترجمه کنم اگر فرانسوی باشه اما تو که یادت نیست چیه شعرش اما فکر کنم اینه چون یکی از بهترین شعر های فرانسوی سلن دیون است pour que t'aime encore این نیست حالا یه نگاه کن........

kimia | August 8, 2003 12:49 AM

باز هم سلام یه وبلاگ هست که مووع اش اختصاص به سلن دیون داره گفتم شاید به دردت بخوره ...http://one-heart.persianblog.com/ سپاس

kimia | August 7, 2003 08:23 PM

.ببین عکس رو دیدم واقعآ حالم بد شد باور کن ............وای این چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

kimia | August 7, 2003 08:15 PM

سلام دردیکش جان خوبی؟ خواستم قبل از حرفهام ازت معذرت بخوام به خاطر تاخیرم آنقدر این تهران آدم توش وقت کم میاره که می خوام دست به دامن تبریز بشم و علت آپدیت کردن وبلاگم 1 بار در هفته هم همین هست و گرنه اوایل شهریور که باز هم می رم تبریز به خونه تنهایی هام حتما 2بار اون هم به ترتیب سابق آپدیت خواهم کرد. راستش هنوز اون عکسی که همه را ازش منع کردی رو ندیدم الان میرم ببینم(برای اذیت دردیکش):)) اصولا آدم کنجکاوی هستم و اما در مورد یکی از بهترین نوشته هات موسیقی سنتی و خواننده مورد غلاقه من و زبان زیبای فرانسه(پارتی بازی می کنم چون رشته خودم هست) به هر حال باعث افتخار ماست که حداقل خواننده هایمان در کشورهای دیگر با ساپورت های خوب که لایقشان هست کسب موفقیت می کنند. باعث افتخار و بعضآ تاسف است ...در هر حال ناراحتی ما و تاسفمان هیچ تاثیری بر وضع اسفناک موسیقی سنتی نخواهد داشت .....وضع بیش از آنکه تصورش را کنیم خراب است. دید و تصور مردم از موسیقی درست و غنی ایرانی سالهاست که بیگانه شده برای هنرمندان ما ...و بیشترشان قصد جلای وطن به رغم میل باطنی شان کرده اند. استاد محمدرضا لطفی.استاد به نام آواز محمد رضا شجریان و ......ایران میزبان خوبی برای این عزیزان نیست باور کنیم که نیست با توجه به آنکه آنجا هم لایق این هنرمندان دردمند نیست. به هر حال درد زیاد است و مشکلات فراوان و اما سلن دیون بهترین های من و بهترین دوست در لحظه های تنهایی هایم همیشه گفتند وقتی آدمی و انسانی از یک کشور با فرهنگ& زبان&اخلاق&تربیت متفاوت باشد ارتباط ممکن خوب برقرر شود اما هیچ وقت مثل یک هموطن این ارتباط و علاقه صمیمی نخواهد شد . اما برای من سلن دیون و ارتباطی که توانستم با صدا و شعر هایش برقرار کنم شاید با کم خواننده ایرانی بوده باشه(البته به جز آقای محمد رضا شجریان)خیلی کم پیش میاد با خواننده ای خارجی مثل یک هموطن شاید هم بیشتر دوستش داشته باشی اما سلن دیون تنها هنرمندیست که با گریه هایش گریستم و با خنده هایش خندیدم و با دردهایش ناراحت شدم و بقدری این نیرویی که در صدای این فرشته وجود داره بر دلهای همه می نشیند که اگر باز هم چیزی از شعر هایش متوجه نشیم باز هم به خوبی می توانیم زیبایی و توصیف عشق رو از صدایش به خوبی حس کنیم .با سپاس و تشکر زیاد از تو دوست عزیز و خوبم

kimia | August 7, 2003 08:14 PM

اولا نداريم! داشتيم ها، پيش پای شما تموم شد. دل خوش رو ميگم. دوما موافقم و ميتونم دست کم دو سه تا دستور صادر کنم... اه... ببخشيد، پيشنهاد کنم. چيزی که دانشجوهای ايرانی به کل ازش غافلند رشته و انواع و اقسام غذاهای ساده و بی دردسر با درست کردن يک سس به علاوهء رشتهء ماکارونيه. خرجش هم بستگی به مخلفات سس داره که ميتونه خيلی ارزون تا خيلی گرون باشه. با سيب زمينی هم ميشه غذاهای ساده و متنوع پخت. گوشت چرخ کرده احتمالا در ايران گرونه (اينجا جزو ارزونترين گوشتهاست) وگرنه با اون هم ميشد غذاهای خوبی درست کرد.

خلاصه من دانشجو نيستم ولی دانشجوها رو دوست دارم (ای کاش من هم يک دانشجو بودم. امام پانته ای). صفحه ات که حاضر شد خبر بده تا با نسخه های جورواجور آشپزی بمبارونت کنم.

در مورد اسم هم يه فکرايی ميکنم. الآن زيادی گرممه. ياد غذا و آشپزی که افتادم بيشتر گرمم شد. اگه چيزی به ذهنم رسيد خبرت ميکنم. مثلا بوفه؟ مختصر و مفيد (غذاهای بوفه هم که خوب اکثرا بی دردسر هستند) يا آسان پز؟ ميگم که، مخم کار نميکنه.

پانته آ | August 7, 2003 02:57 PM