

اين حقير را خاطر از آن نيست که چرا مر تصميمم آن شدی که اين مطلب را بنگارم( شايد خواندن اين مطلب در وبلاگ غربتستان بودی که با خواندن آن بسيار بر من نشاط رفت). بسيار از اين دست مطالب خواندم، جمله حاوی نکات حقيقی و جمله بدبينانه. اصولاً اين نوع نقود!! حاصل جور و جفای طرفين به يکديگر بودی. علیایّحال نداشتن وقت از برای نوشتن موجبات استفاده از اين متن گشتی و اين هم مطلب بس کوتاه و ... .
تحليلی بر رابطه زن و مرد و طرز فکر زنان !!!
اگر او را ببوسيد، شما يک آقا نيستيد.
اگر او را نبوسيد، اصلاً مرد نيستيد!!
اگر از او تعريف کنيد، او فکر میکند داريد دروغ میگوييد.
اگر او را ستايش نکنيد، شما برای چی خوبييد!
اگر شما هميشه با او موافق باشيد، شما يک زنذليل هستيد!
اگر موافق نباشيد، شما او را درک نمیکنيد!
اگر شما زياد او را ملاقات کنيد، شما خيلی عجول هستيد.
اگر او را زياد ملاقات نکنيد، او شما را به خيانت متّهم میکند.
اگر شما خوب لباس بپوشيد، شما بچه سوسول هستيد.
اگر نپوشيد، شما يک پسر کودن هستيد.
اگر شما حسود باشيد، او میگويد که اين خيلی بد است.
اگر حسود نباشيد، او فکر میکند که شما دوستش نداريد.
اگر کوشش کنيد تا رابطهای دراماتيک بسازيد، او میگويد که شما قدر او را نمیدانيد.
اگر کوشش نکنيد ، او فکر میکند که شما دوستش نداريد.
اگر شما يک دقيقه تأخير کنيد، او غر خواهد زد که منتظر بودنش سخت است.
اگر او تأخير کند، او خواهد گفت که اين يک روش زنانه است!
اگر شما مرد ديگری را ملاقات کنيد، شما از وقت خود خوب استفاده نکرديد.
اگر او با خانم ديگری ملاقات کند، خوب اين کاملاً طبيعی است. آنها زن هستند!
اگر شما فقط گاهی او را ببوسيد، او ادعا خواهد کرد که شما سرد هستيد.
اگر شما او را زياد ببوسيد، او فرياد خواهد کرد که داريد از او سو ء استفاده میکنيد.
اگر شما در کمک به او برای عبور از خيابان قصور کنيد، شما رفتار مؤدبانهای نداشتيد.
اگر کمک کنيد، او فکر خواهد کرد که اين تنها يک حيله مردانه برای فريفتن اوست.
اگر شما به زن ديگری خيره شويد، او شما را به سبک بودن متّهم خواهد کرد.
اگر او به مرد ديگری خيره شود، او خواهد گفت که او فقط خوشتيپ است.
اگر شما صحبت کنيد، آنها میخواهند که شما شنونده باشيد.
اگر شما شنونده باشيد، آنها میخواهند که شما صحبت کنيد!
خلاصه آنکه :
چيزهای ساده میتوانند در عين حال پيچيده نيز باشند.
چيرهای ضعيف میتوانند در عين حال قدرتمند نيز باشند.
چيزهای مغشوش نيز میتوانند در عين حال مطلوب باشند.
--------------------------------
اول خواستم اين عکس( حتماً ببينين) رو بذارم. بعد گفتم بیخيال ديگه خيلی مبالغه است هر چند امکان دارد انسانهای باعرضه مثل من (!!!!) بهش دست يازند!
بعد گفتم يه عکس(انصافاً خيلی قشنگه) میذارم که نشون دهنده عشق باشه و يه راه حل هم برای اجتناب از اين حرفها ارائه کنم ؛ که اين عکس رو انتخاب کردم ولی به دو دليل نذاشتم. اول اين که ديدم با اين عکس ديگه خيلی امکان داره ننگ قزوينیمآبی بهم بزنند. دومیش هم اين بود که ديدم همين عکس گذاشته شده رو انگار براي همين مطلب کشيدند.
--------------------------------
اين خمينی هيچ فايدهای اگر برای ما نداشت حداقل يه موقع مرد که دو تا تعطيلی پشت سر هم بيفته و اين هم خيلی خوبه!؟!؟!؟! در هر حال هنوز معلوم نيست خمينی شاعر بوده يا بعد از مرگ شاعرش کردند. ولی در يکی ار برنامههای عليرضا ميبدی بود که در مورد همين خمينی صحبت میکردند. کارشناس اون برنامه میگفت: خمينی خودش بزرگترين قربانی انقلاب بود. چرا که يه شعر همواره سانسور شده داره که نشون میده خمينی مجبور به چنين تصميمگيریهای متحجرانه شده. (راست و دروغ پای خودش) شعر به مضمون اين است که : در میخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم! ( روی گيلاس شراب بالا سمت چپ 2 ثانيه مکث کنيد) البته احتمال اين که خمينی با خوندن شعرهای حافظ جوگير شده باشه و اينو گفته باشه هم هست. دوستم میگفت يه بار از خمينی پرسيدند که چرا شاعر شدی؟ گفت :
خواب ديدم که شبی ريد به مغزم حافظ
از همـان لحظه ســرايـنـده اشعـار شدم
سلام خوبي با درسا چطوري؟
kimia | September 21, 2003 09:33 PMسلام خوشحالم که دوباره برگشتی اما خواهش می کنم ديگه نرو
kimia | September 21, 2003 09:27 PMسلام!خوشم اومد.بازم ميام!
Mr. GhL | September 21, 2003 09:25 PMدرود بر شما ....سخنتان گويا از هر دري است و ما نيز؟!...سبز باشيد
سعيد (طعم گيلاس) | September 21, 2003 09:24 PMاين سو تفاهمهاي بين زن و مرد سواي مشكلات فرهنگي و تربيتي ريشه بيولوژيك هم داره. ولي من ديگه چيزي نميگم كه آقايون اين دفعه سنگسارم ميكنند!
پانته آ | September 21, 2003 09:21 PMموفق شدي؟ من ريپابليش كردم ولي نميدونم چرا هنوز لينك باز نميشه. در ضمن نامه ات رسيد يه نيم ساعت ديگه جواب ميدم. ممنون.
پانته آ | September 21, 2003 09:21 PMدردي كش جون ميخوام ريپابليش كنم نميشه. ميگه
Error 203:org.xml.sax.SAXParseException: no document element (server:page)
ميدوني اشكالش يه؟ من به xml چيكار دارم؟
اول هم شدم! ديريم رام رام!
پانته آ | September 21, 2003 09:20 PMبا سلام
در ابتدا از شماعزيزان و سروران گرامي بخاطر زحماتتان در ايجاد اين سايت پربارتشكر مي كنم و بسيار خرسندم كه فرصتي بدستم رسيده تا بتوانم مقاله اي در باب وضعيت زنان بنويسم .
قصدم از نوشتن اين مقاله در درجه اول مروري بر يافته ها و سوالات خودم مي باشد و بعد از آن طلب همراهي و راهنمايي از شما عزيزان مي باشد .
مقاله اي كه در ذيل خواهد آمد مرور كلي بر وضعيت زنان در گذشته و امروز مي باشد اميدوارم ضعف هاي نوشته مرا به ديده اغماض بنگريد .
زن در گذشته موجودي بوده است كه به روايت غربيان بيشتر تحت عنوان جنس دوم مطرح ميشده است . البته اگر بخواهيم اين گذشته را دورتر و دورتركنيم در بعضي از ممالك دختر را زنده بگور ميكردند و يا در ممالك ديگر محدوديت هاي شديد و قوانين سختي براي زن در نظر گرفته ميشد . زن ديروز موجودي بود كه بايستي هميشه فداكار و ايثارگر مي بود . موجودي كه هويت فردي مستقلي نداشت هويت او با پدر يا همسر و يا فرزندانش معرفي ميشد . كسي كه خواسته و خواهش هايش بايد از صافي و محدوديت هاي بسياري رد ميشد . هرچند كه خواسته هاي خود اين موجود نيز بسيارمحدود و اندك بود . موجودي كه در پناه جسم و روح موجود ديگري به نام مرد هويت مي گرفت . با نگاهي به آثار هنري ، ادبي و تاريخي پي مي بريم كه زن توانايي هاي بسيار و مسئوليت هاي حساسي داشته است؛ مسئوليتهايي چون تربيت فرزندان ، مديريت خانه ودربسياري موارد همدوش مرد كاركردن در خارج از منزل . اما علي رغم اين همه در اذهان بويژه در ذهن خود زن(دلايل اين مسئله بيان خواهدشد ) موجودي ضعيف و ناتوان تلقي ميشد ، ولو اين ذهنيت درناخودآگاه مردمان باشد . اما موضوع چنان جان گرفته بود كه نگرش و عملكرد اشتباه را نسبت به زن دامن مي زد . ماشاهد حق راي نداشتن زن ها بوده ايم . زن ها در بعضي از اماكن مقدس اجازه ورود نداشتند . و موارد بسياري از اين قبيل در اجتماع . مسئوليتهاي زن ديروز هميشه در پس پرده و جز وظايف لاينفك او قلمداد ميشده است . زن كه توان آن را دارد كه مسئوليتهاي سنگين و خطير حمل جنين و تحمل زايمان و پرورش كودك را به بهترين نحو انجام دهد ضعيف پنداشته ميشد و در آخر نيز فرزند جزئي از داشتنتي هاي مرد محسوب ميشد نه هردو. و يا به خاطر اوضاع جسماني كه به حكم طبيعت ماهانه در او ايجاد ميشود در مواردي ناپاك پنداشته ميشد . زن ديروز اجازه نداشت تحصيل كند و قواي فكر و عقلاني خودرا بپروراند نه اينكه در مكتب خانه و يا مدارس به روي او بسته ميشد بلكه او را طوري تربيت وبزرگ مي كردند كه جز وظايف خانه و خانه داري و بچه دار شدن انديشه ديگري را در فكر نپروراند . با اينحال بودند اندك زناني كه اين سد ومرزها را شكستند و با موانع و دشواري هاي فراوان راه ، در زمينه هاي علوم و فرهنگ و ادب از خود آثار بزرگي به يادگار گذاشتند . هر چند كه در معرفي آنان نيز اجحافاتي ميشد و ميشود. به بيان كلي زن ديروز موجودي با هويت گمشده ، درپس پرده ها و موجودي بود كه بعنوان زن معرفي ميشد نه انسان . او موجودي با توانائيهاي بسيار اما فراموش شده بود .
قبل از اينكه به بررسي اجمالي در مورد زن امروز بپردازم اجازه مي خواهم اندكي در مورد يك سري ريشه هاو علل محدوديت هاي زن صحبت كنم .
اولين مسئله اي كه باعث بوجود آمدن يك سري محدوديت ها و موانع ميشد مسئله فيزيولوژي زن مي باشد . جنسيت زن با مرد متفاوت است اما ضعيف تر از مرد نيست و متفاوت بودن جنسيت باعث شده است خيلي از زن ها اين فكر را در سر بپرورانند كه زن ضعيف تر است . در اينكه مردها به حكم طبيعت جسماني خود قدرت بيشتري دارند حرفي نيست و در اينجا اصلا قصد مقايسه بين مردو زن را ندارم چرا كه بنظر من دو جنس متفاوت قابل مقايسه نيستند . هرچند كه يك سري از مسائل زن بخاطر همين قدرت جسماني بيشتر مردان است كه خداوند در مردها بعنوان نعمتي به وديعه نهاده است آنهم براي نوع وظيفه و كاري كه بايد در اين دنيا انجام دهد اما بعضي از آنها از اين نعمت سواستفاده كرده و به آزار ديگري مي پردازند . آزارهايي كه ما در طول تاريخ شاهد آن بوده ايم و هستيم. ترس از لكه دار شدن دامن زن بدليل همين به اصطلاح قوي بودن مردها است شكنجه ها و كتك هايي كه از بعضي از مردان سرمي زند بدليل داشتن همين قواي جسماني است وقتي مردي به خودش اين اجازه را ميدهد كه به حكم داشتن بازوي قوي تري زني را كتك بزند من در اين لحظه به ياد حيواناتي مي افتم كه بازوي قوي دارند . و شايد علت عمده مشكلات و حقوق پايمال شده زنان بدليل همين مقايسه اشتباه باشد صحبت از انسان در دو جنس متفاوت است اگر هريك به توان مندي و نقاط ضعف و قوت خود آگاه مي شدند شايد مشكلات عديده اي كه درمورد حقوق زنان وجود دارد پيش نمي آمد . يك سري مشكلات از زماني شروع ميشود كه زن مي ديد و هنوز هم خيلي از زنان مي بيننند كه مرد توانايي انجام يك رشته كارهاي سخت را دارد اين حالت در اين زنان بصورت ناخودآگاه و خودآگاه احساس ضعف بوجود مي آورد و در مرد احساس برتري . حتي در مواردي كه زنان در مزارع و كشتزارها پابه پاي همسر خود زحمت مي كشيدند .
علل ديگر ريشه درآداب و فرهنگ هر ملتي دارد و در قديم در خيلي از خانوادها تحصيل كردن زن امر غير عادي محسوب ميشد و اصلا جامعه و فرهنگ، زن را براي اين مسائل به چشم نمي آورد. زن جزئي از داشتني هاي شيئي محسوب ميشد . آنقدر كه در خانوادها براي تحصيل و رشد عقلي مرد تلاش ميشد به همان اندازه در مورد دختر تلاش ميشد كه زن خوبي براي مرد تربيتش كنند يعني وسيله اي خوب و رام براي استفاده ديگري باشد . و اگر دختري مايل به ادامه تحصيل بود مانع هاي زيادي را بايد تحمل ميكرد . اين قسمت بزرگي از جواب سوال سطحي آن عده كه مي پرسند چرا زنان در مقاطع مختلف نمي توانند پيشرفت كنند . به زن اجازه اظهار نظر در مورد مسائل مهم داده نميشد . اين امر باعث ميشود كه زن منتظر بماند تا مرد برايش تصميم بگيرد . دختر به قدر بسيار محدودي مي توانست تصميم بگيرد اين هم در جواب آن عده كه مي گويند چرا زنان در موقع تصميم گيري اينقدر ترديد دارند و نظر خود را مرتب تغيير مي دهند . موجودي كه خيلي اندك تصميم گرفته خيلي سخت مي تواند تصميم بگيرد . نوع تربيت و نگرش خانوادها باعث ميشد كه زن نيرو و توانمندهاي بسيار خودرا ناديده بگيرد .
البته قرن ها از كارهايي مثل زنده بگور كردن دختران گذشته است اما هنوز در همان كشور زن ها اجازه رانندگي ندارند . وسوال مهم در اين است كه به سر بشر در جنس مرد چه آمد كه اين همه به خود اجازه تصميم گيري و تغيير روند زندگي موجود ديگري را بدهد با اينكار اعلام مي كنند كه شما (زنان ) صلاح خود را نمي دانيد و ما (مردها ) مي دانيم . باشد در پيشگاه خدا جوابگوي اين سواستفاده از قدرت جسماني شان باشند .
زن امروز
تا چندي پيش زنان از رسالت خود بعنوان خدمتگزار احساس سر بلندي مي كردند اكنون آنها خود را به صورت يك فرد مي بينند و براي خود آرزومند تمام آن چيزهايي هستند كه متعلق به فرد است همانند استقلال آزادي و حق خوشبخت بودن و حق تكامل فردي .نيروي عظيمي بنام اعتماد بنفس از ديدگاه زن امروز در زن ديروز از بين رفته بود بدلايل بسياري همچون آگاه نبودن مردمان جهل شديد در بعضي از جوامع نوع تربيتي كودكان و000
زن امروز متوجه شده است هر انساني چه مرد چه زن نقاط ضعف و قوتي دارد كه در رفع و پختگي آنها مي تواند كوشا باشد و انسان را به حكم نداشتن بازوي قوي ، ضعيف نمي پندارند0
زن امروز در مقابل نابرابري هاي فرهنگي اعتراض مي كند و مي پرسد چرا گناه پسران در خانواده ها خيلي زودتر از دخترها بخشوده مي شود0امروز هم در خانواده هاي بسيارمحدوديت ها وآزادي شديدي در مسير علمي دختران وجود دارد0البته قابل قبول است كه زن به حكم طبيعت جسماني اش بايد يك رشته اصول و قوانين را رعايت كند 0اما بحث در مورد محدوديت ها يي است كه در ارتباط با با مثلا انتخاب رشته تحصيلي ،ادامه تحصيل ،انتخاب همسر و مواردي به اين شكل مي باشد 0 حق انتخاب زنان در گذشته خيلي بندرت بود و براي گرفتن اين حق طبيعي در حال تلاش و مبارزه است 0زن امروز مي خواهد ثابت كند كه اگر به اجازه داده شود توانايي هايي بسياري دارد . آمار قبولي كنكور در سال گذشته در كشور خودمان دال براين مسئله است . و اين امر بدليل سربازي رفتن پسران نيست (در مقاله ايي عنوان شده بود كه موفقيت بيشتر دختران در كنكور بعلت سربازي رفتن پسران است ) بلكه به اين دليل است كه دختران فرصت و اجازه بيشتري براي تحصيل پيدا كرده اند . در خيلي از محيط هاي كاري زنان نشان داده اند تعهدات كاريشان خيلي زياد و در خور تحسين است . وانگهي زن مسئوليت و رسيدگي به كارهاي خانه و تربيت فرزندان را نيز بعهده دارد و اين امر نيز يكي از مشكلات و اجحافات جوامع عصرماست كه انتظار آن را دارند كه در نقش دوم باز هم به تنهايي مسئوليت را به گردن داشته باشد . با اينجال جامعه كنوني بيشتر پذيرفته است كه زن انساني با توانائيهاي متفاوت با مرد است نه يك موجود ضعيف تر ، نه كالا و يا داشتني هاي شيئي .
زن امروز وقتي مي بيند كه دختراني در سن 10 سالگي مادر ميشدند به فكرفرو ميرود كه آيا پدر 10 ساله اي هم وجود داشته و جواب منفي در مورد اين سوال به او اين احساس را ميدهد كه به توانمندي خود مطمئن تر شود و بداند سن تكليف زودتر تنها بدليل بلوغ جسمي زودتر نيست چرا كه بلوغ فكري و شخصيتي اش نيز بيشتر است .اما چرا شهادت 2 زن برابر شهادت يك مرداست او را به فكر فرو مي برد !!!!. دختري كه مي تواند در 9 سالگي به بلوغ برسد چرا در موقع ابراز وجود نصف حساب ميشود. زن امروز مي انديشد كه بايد قوانين ارث ، ديه تغيير كنددر قانون حق طلاق تغييرات ژرفي داده شود . بعد از طلاق .قتي فرزند به پدر سپره ميشود آيا او تربيتش را بعهده مي گيرد در اين حالت هم زن ديگري اين كار را انجام مي دهد ، پس چرا بايد به پدر سپرده شود . زن امروزمي انديشد كه چرا فرزندش ،ننها به نام خانوادگي شوهر است و در جوامعي هنوز زن ،نام خانوادگي اش بعد از ازدواج به نام خانوادگي همسرش تغيير مي كند 0
بطور كلي زن امروز ،موجودي است در حال مبارزه و تلاش براي اعاده حق هاي فراموش شده اش براي اثبات اينكه او هم انسان است و مخلوق خداوند تبارك و تعالي كه به او هم مانند مرد حق انتخاب ، حق آزادي فكرو انديشه داده است موجودي كه حق دارد در موقعيتهايي مخالفت كند و سرزنش شديد نشود، موجودي كه مي تواند اشتباه كند واز اشتباهاتش به مانند هر انسان ديگري درس بگيرد و حركت كند نه محكوم شود . زنان امروز بهتر متوجه شده اندكه جامعه فردا راآنها با تربيت فرزندانشان مي سازند و اين افتخار بزرگي است. زنان بايد به توانائيهاي خود بهتر وبيشتر آشنا شوند و بدانند اگر از قول بعضي ها فقط به جزئيات فكر مي كنند اين جزئيات است كه به كليات مي رسد زن ديروز كاملا به جزئيات زندگي فكر ميكرد تا مردش به كليات وبه قول خودشان به مسائل مهم فكر كنند اما هيچكدام نه زن متوجه ارزش كارش مي شد و نه مرد براي كارش ارزشي قائل بود چرا كه مردان براي مثال در مقابل كار در بيرون از منزل حقوقي دريافت ميكردند امازنان همانطور كه گفته شد زحماتشان در پس پرده و از و ظايفشان به حساب مي آمد . اما زن امروز با حضور در صحنه هاي مختلف ثابت كرده است كه توانائي انجام خيلي از كارهاي را دارد كه مردان انجام مي دهند و قواي جسماني برتر مردان نيز با ابزارهاي جديد صنعتي ديگر نماي چنداني ندارد . مرد و زن امروز بايد جايگاه خود را بپذيرند و هركدام به اين جايگاه احترام بگذارند و ارزش قائل باشند اما اين مهم به راحتي به دست نمي آيد و مستلزم بالارفتن آگاهي بيشتر اجتماع مي باشد . مسائل تربيتي بايد عميق تر ديده شوند و دختر و پسر هركدام به نوبه خود تربيت شوند نه اينكه فقط دختر تربيت شود آنهم فقط براي همسر و مادر شدن . بهتر است به همان اندازه كه دختران را مثلا به داشتن حجب و حيا و پذيرفتن محدوديت هاي موجود آشنا مي كنيم پسران را نيز به رعايت كردن اصول اخلاقي ، حقوق دختران آشنا و آگاه كنيم . اين امر امنيت دختران را نيز بيشتر تضمين مي كند . به دختران آموزش هايي در جهت ارتقا رشد شخصيتي و فرديشان داده شود و البته قوانين بعضي جوامع نيز اصلاح شود از جمله مملكت خودمان .
در آخر اضافه مي كنم مرد يا زن بودن انسانها در اين كره خاكي به مثابه لباسي است كه خداوند براي درس دادن و پرورش روح آدمي به تن او كرده است . اين كه نشان دهد دنياي فاني براي رشد روح ، تحمل رنج ها و دل نبستن به خوشي ها براي رسيدن به معبود حقيقي و كامل است . در هر مقام و هر جا همه اين موقعيت ها و داشتني ها متعلق به ما نيست . زماني كه روح حجاب را از تن بركند بايد ديد كه چه چيزي را به پيشگاه او پيشكش خواهيم كرد به اميد آنكه روح هاي پاكي در خور بخشش باشيم .