در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

July 07, 2003

خسته‌ام من ...


دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ آ ... . خيلی حالم گرفته. هيچ چيزم مثل آدم نيست و احساس می‌کنم از تمام هم‌رده‌های خودم عقبم. نه امتحاناتم رو دادم( در حالی که برای خونه پيدا کردن در تبريز هستم ) و نه مثل آدم زندگی می‌کنم (يعنی همون بساط داشجويی) حال آن که تمام دوستان هم امتحانات رو دادند و هم الان خونه‌هاشون هستند . نمی‌دونم چه غلطی بکنم . بايد تحمل کرد چرا که حتماً در آن حکمتيست!

------------------------

دفعه قبل يه چيز گفتم سوءتفاهم شد. من نمی‌خوام اسم وبلاگم رو عوض کنم . بلکه در مورد اسم دومين ( مثلاً شراب دات کام) نظر خواستم. شراب گرفته شده. چند تا چيز ديگه رو هم چک کردم گرفته شده بود. گفتم شايد نظری خوب و بديع و البته مرتبط با وبلاگ وجود داشته باشه. يکی از دوستان که ارادت هم دارم يه ايشون اسمی رو پيشنهاد کردند که اصلاً به گروه خونيم نمی‌خوره. من خشن‌تر از اين حرف‌هام!!!!

------------------------

ديگه حسش نيست. ياد دوران قبل از امتحان بخير. تو خواب هم فکرهای تازه برای وبلاگ به کلم می‌زد. حالا هر چی فشار ميارم چيزی نمی‌شه. خلاصه نااميد نيستم، فقط خستم. از همه می‌خوام دعا کنين، من از بند غم ايام نجات پيدا کنم!!! آه، داروگ کی می‌رسد باران ؟

توضيح عکس :

روايت اول: گويا پسره از داروگ همين سوال داروگ کی مرسد باران رو کرده اون هم جواب نداده و نتيجه اين شده!

روايت دوم : طبق يک اعتقاد قديمی اگه قورباغه رو بکشی , فرداش بارون مياد. اين هم يه روش دستی باران. حالا اين خارجی‌ها برن ابرها رو بارور کنن!

| dordikesh | July 7, 2003 05:50 PM
پيغامی چند

Was browsing Google and found your site, enjoyed the reading, thanks

Jenny | August 17, 2004 02:25 PM

دردي کش جان چي شديييييييييييييي؟

solange | September 22, 2003 12:57 AM

عکس رو نميتونم ببينم چرا؟

haputi | September 22, 2003 12:53 AM

سلام..اي بابا آخه چرا انقدر اذيت مي کنن ين تبريزي ها براي خونه؟ خيلي اعصابم خورد شد ها.....اما در مورد اسم من پيشنهادي ميکنم بزار «شراب سرخ »چطوره؟

kimia | September 22, 2003 12:49 AM

خموش کردم درآ ساقي بگردان جام راواقي/ زهي دوران و دور ما که بهر ما ميان بستي .

abbas | September 22, 2003 12:47 AM

واي من چه قدر حرف زدم ببخشيد فقط مي خواستم بگم عکس رونديدم:( نشد يعني!

solange | September 22, 2003 12:44 AM

ااا الان ديدم بهم لينک دادي. خيلي متشکرم:)

solange | September 22, 2003 12:44 AM

در ضمن از جناب عالي براي راهنماييوتون در مورد کامنت گيرم بسيار تشکر مي کنم من با رعايت کپي رايت به ديگران راهنمايي مي دم!!!!! مرسي
شاد باشي.

solange | September 22, 2003 12:36 AM

سلام دردي کش عزيز. چي شدي؟ نگران نباش بعضي وقت ها همه چيز گره مي خوره و مشکلات با هم مي يان. يک توصيه اي بهت دارم، به ميمنت فرهنگ بالامون در ايران دوران دانشجويي پر از عذابه مي دونم ولي قدرش رو بدون و سعي کن تا اونجا که مي توني خوش بگذروني چون بعدا ديگه هرگز اون فراغ خاطر رو نداري. اکي؟

solange | September 22, 2003 12:35 AM