در ميخانه ببستند خدايا مپسنددر ميخانه گشائيد که من از مسجد و مدرسه بيزارم!

July 25, 2003

رد پای خداوند

ديشب رؤيايی داشتم :
خواب ديدم بر روی شن‌ها راه می‌روم،
همراه با خود خداوند.

و بر روی پرده شب
تمام روزهای زندگيم را، مانند فيلمی می‌ديدم.
همان‌طور که به گذشته‌ام نگاه می‌کردم،
روز به روز از زندگی را؛
دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد،
يکی مال من و يکی از آن خداوند.
راه ادامه يافت تا تمام روزهای تخصيص يافته خاتمه يافت.
آن‌گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.
در بعضی جاها فقط يک ردّپا وجود داشت ...
اتفاقاً ، آن محل‌ها مطابق با سخت‌ترين روزهای زندگيم بود،
روزهايی با بزرگترين رنج‌ها ، ترس‌ها دردها و ...
آن‌گاه از او پرسيدم :
" خداوندا ! تو به من گفتی که در تمام ايّام زندگيم با من خواهی بود
و من پذيرفتم که با تو زندگی کنم.
خواهش می‌‌کنم به من بگو چرا در آن لحظات دردآور مرا تنها گذاشتی؟ "
خداوند پاسخ داد :
" فزرندم، ترا دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود.
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت،
نه حتّی برای لحظه‌ای ،
و من چنين نکردم.
هنگامی که در آن روزها ، يک ردّپا بر روی شن ديدی،
من بودم که تو را به دوش می‌کشيدم."

فرهنگ عاميانه برزيلی

---------------------------------
معمولاً مطالب رو کامل از ديگران نمی‌گذارم ولی امروز که بعد از مدتی چشمم بهش افتاد ، ديدم الام موقع اينه!!

| dordikesh | July 25, 2003 03:01 AM
پيغامی چند

................

ray | May 6, 2004 06:59 AM

................

ray | May 5, 2004 10:47 PM

................

ray | May 4, 2004 08:05 PM

................

ray | May 2, 2004 03:17 AM

................

ray | April 30, 2004 06:09 AM

My boyfriend has tried them and he's a new person since than.The confidence..., the courage!

penis enlargement | March 11, 2004 06:18 AM

واقعا جالب بود دستتون درد نكنه هميشه در پناه خداوند

elahe | December 29, 2003 04:46 PM

چقدر زیبا بود ... میدونی چون تو فرهنگ مسیحی به خدا عینیت انسانی می دن ( با عیسی) خیلی ملموس تر و نزدیک تر است ...

سولانژ | July 26, 2003 12:58 PM