خانه : آرشيو : درهای سخن : لينک‌ها : مزه : جستجو : تماس

چهارشنبه, 14 شهريور 1386

دمی با همدمی خرّم ؟!؟!

اخیراً نمی دونم چرا همه زوم کردن رو سعدی. شجريان کنسرت میگذاره با ياد سعدی ! سالاز عقیلی کار می ده همه از سعدی و ... . البته بعید هست که با هم هماهنگ بوده باشند چون آهنگسازی همه این‌ها وقت می بره.


بگذریم. خودم ارادت خاصی به این جناب سعدی داشتم و دارم. به اعجاز کلامش واقعا ایمان دارم. گهگداری يک بیت شعر می‌گه که خداییش يک پاراگراف خلاصه شده‌ست. نمی دونم چه سری داره کلامش. حافظ يک جور فک آدم رو میاره پايين ، سعدی هم يک جور. به خصوص الان تو دوره‌ای هستم که سعدی هم گریبانگيرش بود. دوره بی خدايی و شک به همه چيز !!!!


دو هفته ای می شه که مغزم شديداً درگير يک يک غزل از سعديست که وصف حالست. دو سه تا بيت داره که دلم می خواد بنويسم اينجا :


دمـی بــا همـدمی خـرّم ز جــانـم بـر نمی‌آيد
دمم با جان برآيد چون که يک همدم نمی بينم
مـــرا رازيـست انـدر دل به خـون دیــده پــروده
ولیکن با کـــه گـويم راز ، چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم با درد ، چون درمان نمی‌يابم
تحمل می کنم با زخـم چـون مرهم نمی بینم

تبصره : اين غزل رو شجريان در کنسرت 84 و به تبع آن در آلبوم سرود مهر به صورت آواز اجرا کرد.

دردی کش | September 5, 2007 12:55 AM

دنبالک
دنبالک :
http://www.maykade.com/cgi-bin/mt/maykade-tb.cgi/151

فهرست زير سايت‌هايی هستند که به دمی با همدمی خرّم ؟!؟! لينک داده‌اند.
پيغامی چند

دختر

مغزت درگیره یا فکرت؟!
یه آشنای قدیمی که یه روزایی شراب رو می خوند و حالا خیلی اتفاقی اینجا رو پیدا کرد.

October 18, 2007 11:33 AM | mail | www

دختر

من روزگاری وبلاگی داشتم به اسم (اسم ندارد) یا یه همچه چیزی. یادت هست؟ بار دوم که بعد از 2 سال وبلاگت رو دیدم. و کامنت دونیت رو باز کردم از خوندن این جمله ی (شمارا به آن خدایی ...) مطمئن شدم که خودتی! خوشحال شدم. انگار واقعا یک دوست قدیمی رو بعد از این مدت پیدا کردم.

October 31, 2007 07:48 AM | mail | www

دردي كش 2

سلام

من دنبال يه كتاب در مورد موفقيت بودم كه دست تقدير ما رو كشوند به شراب تلخ بعد هم كار و زندگي رو گذاشتم كنار و شروع كردم به خوندن كل ارشيو شراب تلخ و بعد هم باده مستانه. راستش خيلي باهات حال كردم جيگر يعني يه جورايي فكر كردم وب مال خودمه اخه تا حالا كسي رو اينقدر شبيه خودم نديده بودم اينقدر هم عقيده. مثل يه گلابي كه از وسط دو نيم شده باشه. الان كه كل ارشيو رو خوندم فكر ميكنم يه جورايي از صد تا كتاب هم مفيد تر بود برام انگار يه جورايي تو همين دو روزه به كل عوض شدم به و اندازه پنج شش سال تجربه كسب كردم. دوست دارم اگر امكانش باشه يه كوچولو با هم بچتيم. راستي اگر ادرس جديدي داري لطف كن ما رو بي خبر نزار.راستي اگه تو وبلاگم نظر ندي ناراحت ميشم جونه شما(شوخي كردم بابا من اصلا وبلاگ ندارم) به هر حال دوست داشتي با هم صحبت كنيم خبرم كن

July 8, 2008 11:33 PM | mail | www

دردي كش 2

اين ايديه منه منتظرتم بد جورررررررررررررر

faramoosh_shode_1988

راستي من پيمان هستم اشتباه برداشت نشه

July 10, 2008 02:41 AM | mail | www

Post a comment









Remember personal info?






* شما را به آن خدايی که می‌پرستيد و اگر نمی‌پرستيد به جون عزيزتون اگر فکر می‌کنيد با نظر دادن در اين جا من هم ملزم به نظر دادن در وبلاگتان هستم، اين کار را نکنيد !

* اگر سوال يا کاری داريد خواهش می‌کنم دقت کنيد که نظرتان را در آخرين پست وبلاگ وارد می‌کنيد!

* خواهش می‌کنم از گفتن به من هم سر بزن، خودداری کنيد چرا که تنها در اين صورت سر نمی‌زنم!